آنگاه نماز وتر سه ركعت بگذارد .
( 6 ) ادب پنجم اوراد نماز صبح است . چون نماز صبح را بگذارد به اوراد خواندن مشغول شد تا آنگاه كه آفتاب برآيد .
( 7 ) ادب ششم نماز چاشت است . چون آفتاب برآيد ، دو ركعت نماز اشراق بگذارد ، و چون نماز اشراق گذارد جاى را نگاه دارد و اوراد نماز صبح تمام بخواند ، تا آنگاه كه آفتاب بلند برآيد . آنگاه برخيزد و دوازده ركعت نماز چاشت بگذارد . چون نماز چاشت تمام كرد ، آنگاه به كارى كه خواهد مشغول شود ، و از اوّل صبح تا اكنون هيچ سخن از جهت دنيا نكند ، و از جاى نماز بيرون نيايد . و اهل تصوّف اين وقت را بهغايت عزيز داشتهاند كه فتوحهاى بسيار درين وقت يافتهاند .
( 8 ) ادب هفتم نماز اوّابين است ، يعنى ميان نماز شام و نماز خفتن دوازده ركعت نماز بگذارد بهغيراز دو ركعت سنّت نماز شام . و اين وقت را هم بهغايت عزيز داشتهاند ، اوّل روز و اوّل شب .
( 9 ) ادب هشتم سفر كردن است . بايد كه درويش هميشه در شهر خود نباشد ، وقتها سفر كند و مذلّه و مشقّهء سفر را هم ببيند تا قدر مسافران بشناسد و مسافران را عزيز دارد . و ديگر آنكه به دانايان رسد و صحبت زيركان دريابد ، و از هركس فايده گيرد . و در سفر كردن فوائد بسيار است ، اگر مرد عاقل و زيرك باشد .
فصل دوّم 150
در بيان فوائد سفر
شعر
تغرّب عن الاوطان فى طلب النجا * و سافر ففى الاسفار خمس فوائد
تفرّج قلب و اكتساب معيشت * و علم و آداب و صحبت ماجد
و بايد كه تنها سفر نكند ، البتّه يارى بايد كه با وى باشد : و زياده از چهار زحمت باشد ، و كمتر از دو هم زحمت باشد . و هريك را بايد كه عصا و ابريق و سجّاده و شانه و ازار و مسواك خود باشد . و البتّه بايد كه يكى را حاكم خود سازند ، و باقى محكوم بوند . و چون به خانقاهى برسند ، اوّل طلب خادم آن خانقاه كنند . و چون خادم بيامد ، بايد كه ايشان را عزيز دارد و مرحبا گويد ، و در خانقاه درآورد . و جايى كه خادم