چون ذكر خواهد گفت ، بايد كه اوّل تجديد طهارت كند و نماز شكر 136 وضو بگذارد ، و آنگاه روى به قبله نشيند و ذكر آغاز كند . و بعضى گفتهاند كه در ذكر گفتن مربّع نشيند ، كه اينچنين آسودهتر باشد ؛ و بعضى گفتهاند كه به دو زانو نشيند چنانكه در نماز ، كه اينچنين به ادب نزديكتر باشد . و شيخ ما مربّع مىنشست ، و اصحاب هم مربّع مىنشستند ، و بايد كه در وقت ذكر گفتن چشم برهم نهد ، و ذكر در اوّل چند سال بلند گويد . و چون ذكر از زبان درگذشت و در اندرون جاى گرفت ، و دل ذاكر شد ، اگر پست گويد ، شايد . و ذكر به مدّتى مديد در اندرون رود ، و جاى گيرد ، و دل ذاكر شود . و گفته شد كه در ذكر گفتن جهد كند كه حاضر باشد ، و نفى و اثبات به قدر مقام و علم خود مىكند و از اذكار
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » *
اختيار كند ، و هر نوبت كه الا اللّه گويد الف الا را بر مضغه كه در پهلوى چپ است زند ، چنانكه مضغه به درد آيد . و چون چنين گويد البته در اوّل چند روز آواز بگيرد ، و مضغه به درد آيد . آنگاه بعد از چند روز آواز بگشايد و درد مضغه ساكن شود ، و چنان ( شود ) كه اگر يك شبانه روز به آواز بلند ذكر گويد ، آواز نگيرد و مضغه به درد نيايد ، و اين علامت آن باشد كه ذكر وى به اندرون مىرود و دل ذاكر مىشود . و درويشان كه ذاكر باشند چون بشنوند كه كسى ذكر گويد چون به يكبار بگويد كه لا إله الا اللّه ، بدانند كه ذكر وى به اندرون رفته است 137 يا نرفته است و دل وى ذاكر شده است ، يا نشده است . و اينچنين ذكر گفتن خاصيّتها بسيار دارد كه به نوشتن راست نمىآيد . و اين سخن را كسى فهم كند كه سالها درين بوده باشد ، و اين احوال بر وى گذشته بود . مبتديان اين سخن را فهم نكنند ، بايد كه به ايمان قبول كنند و در كار آيند تا اين احوال برايشان ظاهر شود .
فصل چهارم در بيان عروج اهل تصوف
( 15 ) بدانكه انبيا و اوليا را پيش از موت طبيعى موت ديگر هست ، از جهت آنكه ايشان به موت ارادى پيش از موت طبيعى مىميرند ، و آنچه ديگران بعد از موت طبيعى خواهند ديد ، ايشان پيش از موت طبيعى مىبينند . و احوال بعد از مرگ ايشان را معاينه مىشود ، و از مرتبهء علم اليقين به مرتبهء عين اليقين مىرسند ، از جهت آنكه حجاب آدميان جسم است . چون روح از جسم بيرون آمد ، هيچ چيز ديگر حجاب او نمىشود .