يا يكى ازين سه ندارد ، شيخى و پيشوايى را نشايد .
( 3 ) اى درويش ! از اوّل مقام انسانى تا به آخر مقام انسانى ده مقام است ، و در هر مقامى جذبه هست ، و سلوك هست ، و عروج هست . امّا جذبه هر مقامى ديگر است 133 ، و سلوك هر مقامى ديگر است ، و عروج هر مقامى ديگر است و طاعت و معصيت هر مقامى ديگر است . و طاعت و معصيت را شناختن و نيك بد را دانستن كارى عظيم است . و ازين جهت گفتهاند كه مريد بايد كه به هيچ وجه بر شيخ اعتراض و انكار نكند ، از جهت آنكه مريد نداند كه طاعت و معصيت هر مقامى چيست . بسيار چيز باشد كه در مقامى طاعت بود ، و همان چيز در مقامى بالاتر معصيت باشد :
« حسنات الابرار سيئات المقرّبين »
؛ و بسيار چيز باشد كه در مقامى معصيت بود ، و همان چيز در مقامى بالاتر طاعت باشد . مثلا پيش از ايمان ، يعنى پيش از علم ، جاهل اگر مىخورد ، و مىخسپد ، و شهوت مىراند ، جمله معصيت است ، و بعد از ايمان ، يعنى بعد از علم ، عالم اگر مىخورد ، و مىخسپد ، و شهوت مىراند ، جمله طاعت است . و اين مراتب دارد ، يعنى رونده تا بهجايى رسد كه خداى تعالى چشم و گوش وى شود ، و دست و زبان وى گردد ، تا هرچه وى گويد خدا گفته باشد ، و هرچه وى كند خدا كرده باشد ، و هيچكس را بر گفت و كرد وى اعتراض و انكار نرسد ، و حكايت خضر و موسى ازين معنى خبر مىدهد . پس خداى تعالى تبديل حسنه به سيئه و تبديل سيئه به حسنه مىكند ، و اين هر دو از جهت عزّت و نيّت رونده مىكند .
فصل دوم در بيان شرائط چلّه
( 4 ) بدانكه شرط اوّل حضور شيخ است . بايد كه به اجازت شيخ نشيند ، و شيخ حاضر باشد ، و هر هفته و يا به هر ده روز شيخ به خلوت خانهء وى رود تا وى را به ديدن جمال شيخ 134 قوّت زياده شود ، و تحمّل مجاهده تواند كرد ، و اگر مشكلى افتاده باشد ، سؤال كند .
( 5 ) شرط دوم زمان و مكان است ، يعنى در وقتى بايد كه باشد كه سرما و گرماى سخت نبود ، در وقتى معتدل بايد كه باشد . و جايى بايد كه از ميان خلق دور بود ، چنانكه آواز مردم به وى نرسد ، و آواز ذكر وى به مردم نرسد . و جايى خالى و تاريك