تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام جهاد (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
« به خرابه‌ها و خانه‌ها گذر مىكند و مىگويد : كجايند ساكنان تو و كجايند بانيان تو ؟ چرا سخن نمىگوئيد ؟ » 5 - هارون الرشيد به امام ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام نوشت : مرا اندرز بده و خلاصه بگو . امام عليه السلام به او نوشت : « ما من شيء تراه عينك إلّاوفيه موعظة » « 1 » . « هيچ چيزى نيست كه چشمت آن را ببيند مگر در آن موعظه و اندرزى نهفته است . » 6 - مردى خدمت امام صادق عليه السلام آمد و گفت : اى پسر رسول خدا ! از مكارم اخلاق براى من بگوئيد ؟ امام عليه السلام فرمود : « العفو عمّن ظلمك ، وصلة من قطعك ، وإعطاء من حرمك ، وقول الحقّ ولو على نفسك » « 2 » . « عفو از كسى كه بر تو ستم كرده ، صلهء رحم با كسى كه با تو قطع رابطه كرده ، بخشش براى كسى كه تو را محروم ساخته است ، و سخن حق گفتن هر چند بر ضرر خودت باشد . » 7 - عبداللَّه بن سنان از مردى از بنىهاشم روايت مىكند كه گفت : « أربع من كن فيه كمل إسلامه ، وإن كان من قرنه إلى قدمه خطايا لم ينقصه : الصدق ، والحياء ، وحسن الخلق ، والشكر » « 3 » . « چهار چيز در هر كس باشد ، اسلام او كامل است و اگر از سر تا قدم هم اشتباه داشته باشد ، در اسلام او نقصى نخواهد بود . آن چهار چيز عبارتنداز : راستى ، حياء ، حسن خُلق و شكر . »
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 5 ، ص 154 ، حديث 6 . ( 2 ) - همان ، باب 6 ، ص 156 ، حديث 6 . ( 3 ) - همان ، ص 155 ، حديث 5 .