بايد بالغ و عاقل و مختار باشد ، و در شرايط صيغه مثل اينكه صيغهء عقد واضح و روشن باشد . پس اگر كودك يا مكُرَه ( كسى كه مجبور شده ) پناه بدهد ، به پناه دادن او اعتنا نمىشود و همچنين اگر مسلمان ، سخن متشابه و غير روشنى بگويد مثل اينكه او را به جلو آمدن فراخواند ، امان محسوب نمىشود .
6 - اگر كافر گمان كند كه مسلمان به او امان داده است و سلاحش را به زمين بگذارد ، فقها واجب مىدانند كه او را به محلّ امنى ببرند ، و كشتن و يا اسير كردن او را جايز نمىدانند . برخى از روايات هم بر اين امر دلالت مىكند .
7 - فرستادهء دشمن كشته نمىشود و همچنين كسانى كه در حكم او هستند مانند افراد صليبسرخ و ناظران جنگ و كسانى كه امان عرفى دارند .
8 - وقت امان دادن ، قبل از پايان جنگ است و اگر مسلمانى اقرار كند كه براى كافرى در هنگام جنگ امان داده است ، اقرار او قبول و اجرا مىشود ، ولى بعداز ختم جنگ جز امام كسى ديگر حق امان دادن ندارد . و اگر مسلمانى دراين هنگام اقرار كند كه به كافرى پناه داده است ، پذيرفته نمىشود مگر اينكه با دليل ثابت شود .
9 - دولت اسلامى حق دارد به هر كس از كفّار كه بخواهد ، از طريق رواديد ورود دادن ، پناه بدهد و دراين صورت آنان تا زمانى كه در وطن اسلامى هستند ، زير سرپرستى اسلام هستند و امنيّت دارند ، و براى هيچكس جايز نيست با آنان پيمان شكنى كند ، و اگر از دارالاسلام خارج شدند ، حكم ساير كفّار را پيدا مىكنند .
10 - اگر يكى از مسلمانان ، بعداز دريافت امان مثلًا از طريق ويزاى
احكام جهاد (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: دانش
ص٢٤٧