« إنّ عليّاً عليه السلام أجاز أمان عبد مملوك لأهل حصن من الحصون ، وقال : هو من المؤمنين » « 1 » .
« على عليه السلام امان دادن غلام مملوكى را به اهالى يكى از قلعهها تنفيذ نمود و فرمود : او از مؤمنين است . »
2 - طلحة بن زيد مىگويد : از امام صادق عليه السلام پرسيدم دربارهء دو شهر از شهرهاى محارب كه هر كدام آنها حاكم جداگانهاى دارد كه با يكديگر جنگيدند و سپس صلح كردند . بعد يكى از آن دو حاكم نسبت به رفيق خود پيمان شكنى مىكند ، و نزد مسلمانان مىآيد و با مسلمانان توافق مىكند كه بر آن شهر ( شهر حاكم ديگر ) هجوم ببرند . امام عليه السلام فرمود :
« لا ينبغي للمسلمين أن يغدروا ولا يأمروا بالغدر ، ولا يقاتلوا مع الذين غدروا
، ولكنّهم يقاتلون المشركين حيث وجدوهم ، ولا يجوز عليهم ما عاهد عليه الكفّار » « 2 » .
« براى مسلمانان شايسته نيست كه خيانت كنند يا امر به خيانت نمايند ، و يا به همراه پيمان شكنان بجنگند ، ولى آنان بايد با مشركين بجنگند ، هرجا كه آنها را بيابند ، و آنچه را كفّار بين خودشان پيمان بستند ، بر مسلمانان جارى نمىشود . »
3 - امام صادق عليه السلام فرمود :
« لو أنّ قوماً حاصروا مدينة فسألوهم الأمان فقالوا : لا ، فظنّوا أنّهم قالوا : نعم ، فنزلوا إليهم ، كانوا آمنين » « 3 » .
« اگر قومى ، شهرى را محاصره كنند و آنان امان بخواهند پس اينها در جواب « نه » بگويند امّا آنان خيال كنند كه « بلى » گفتهاند . پس اگر محاصره شوندگان ( به خيال
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 20 ، ص 50 ، حديث 2 .
( 2 ) - همان ، باب 21 ، ص 51 ، حديث 1 .
( 3 ) - همان ، باب 20 ، ص 50 ، حديث 4 .