فليظلم ، ويرى الظلم فلا يغيّره ، فلو كان الأمر على ما تقولون ، لم تعاقبوا مع الظالمين الذين لم تعملوا بأعمالهم حين تنزل بهم العثرة في الدنيا » « 1 » .
« به حق به شما مىگويم : آتشسوزى در يك خانه واقع مىشود امّا پيوسته از خانهاى به خانهاى سرايت مىكند و در نتيجه خانههاى زيادى مىسوزند مگر اينكه به همان خانهء اوّل توجّه شود و از پى ويران گردد ، دراين صورت است كه آتش هيچ كارى نمىتواند انجام دهد . همچنين است اگر دست ظالم اوّل گرفته شود و از ستم او جلوگيرى به عمل آيد ، زمامدار ظالم ديگرى پديد نخواهد آمد تا مردم در اطاعت او درآيند .
چنان كه آتش اگر در خانهء اوّل ، هيزم و چوبى در دسترس نباشد ، هيچ چيزى را نمىتواند بسوزاند .
به حق به شما مىگويم : كسى كه مىبيند مار قصد برادرش را كرده تا او را بگزد پس خبر و هشدارش ندهد تا اينكه مار او را بكُشد ، پس ايمن نباشد از اينكه در خون او شريك باشد ، و همچنين اگر مىبيند كه برادر او گناه و اشتباهى را انجام مىدهد و او را از عواقبش بر حذر ندارد پس ايمن نباشد از اينكه در گناه او شريك باشد .
كسى كه مىتواند ، جلو ظلم را بگيرد پس نگيرد ، مانند فاعل آن است .
ظالم چگونه بترسد در حالى كه او در ميان شما در امنيّت است ، نه نهى مىشود ، نه دگرگون مىشود و نه دستانش گرفته مىشود . ظالمان چگونه كوتاه مىآيند ؟ و چرا مغرور نشوند ؟ هريك از شما به اين اكتفا مىكند كه بگويد : من ظلم نمىكنم و هركه بخواهد ظلم كند و لذا ظلم را ببيند
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل ، كتاب الامر بالمعروف والنهى عن المنكر ، ابواب الامر والنهى ، باب 1 ، حديث 24 .