سوم - اگر پدرت تو را به تبعيت از طاغوت و تسليم شدن در برابر رژيمهاى ستم پيشه دعوت نمايد ، ضمن تقيّد به بهترين رفتار نيك با پدر و مادر ، نبايد دراين مورد از آنان اطاعت كنى زيرا آنان نمىتوانند در روز قيامت در برابر مجازات خداوند از تو دفاع كنند .
چهارم - هر نسلى متمايل است روش خود را ادامه دهد و به آن قداست شرعى ببخشد ، ولى اين يك عمل ناصواب و تشريع و بدعت است ، زيرا حكم ، تنها حكم خداوند است و هيچ نظر يا سنّت يا تجربهء ديگرى ، قداست يا مشروعيّت الهى ندارد ، و براى فرزندان جايز نيست كه از هر حكم غير الهى به عنوان يك حكم شرعى ، تبعيّت نمايند .
پنجم - براى اينكه دين را بطور دقيق بفهميم و حقايق و احكام آن را درست درك كنيم بايد از روش سالمى كه در خود متون دينى دستور داده شده پيروى كنيم ، و لازم نيست كه هميشه از روشى كه پدران ما پيشنهاد مىكنند تبعيّت نمائيم ، زيرا ممكن است روش آنان ، روش سالم الهى نباشد و يا اينكه ممكن است پدران ما در شرايط خاصى بسر ببرند كه به مقتضاى آن اين روش را برگزيده باشند .
ب - جهاد با فرزندان
گاهى فرزندان ، به زندگى دنيوى آنچنان به گونهء افراطى مىنگرند و جذب مظاهر آن مىشوند كه از مرز شريعت هم خارج مىگردند ، و تلاش مىورزند كه پدران خود را نيز به مسير خود سوق دهند . دراين جا واجب است كه پدران براى دفاع از دين و پاسدارى از خود و فرزندان خود با آنان به مجاهدت برخيزند .
خداوند سبحان مىفرمايد :