ورزيدن بواسطهء آنان ، و اطاعت از آنان در آنچه مخالف مقرّرات دين باشد ، بطور جدّى باز مىدارد ، زيرا محور حركت انسان ، علم و آگاهى است نه خدمات كوركورانه . خداوند دراين مورد يك مثال بسيار روشن از حضرت ابراهيم عليه السلام كه در برابر پدرش ايستادگى نمود نقل مىكند :
( يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً ) « 1 » .
« اى پدر ! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است بنابراين از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم . »
حضرت ابراهيم در برابر پدر و قومش به چالش و مبارزه برخاست و چنين گفت :
( وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَاماً آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ) « 2 » .
« به ياد بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش آزر گفت : آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مىكنى ؟ من ، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مىبينم . »
از بصيرتى كه از آيات فوق بدست مىآيد احكام زير را استفاده مىكنيم :
اوّل - بر هر انسانى لازم است هنگاميكه به مرحلهء رشد مىرسد ، در فرهنگ ، افكار و ديدگاههايش تجديد نظر كند و اگر فرهنگ و ميراث پدرانش را ، مخالف خرد يافت ، بايد خود شخصاً در جستجوى حقيقت برآيد .
دوّم - بر پدران است كه فرزندان خود را از اوايل كودكى به انديشيدن سالم تربيت نمايند ، و موهبت خرد و حكمت را در وجود آنان رشد بدهند ، و ميل به جستجو و كاوش را در آنان برانگيزند .
هامش
( 1 ) - سورهء مريم ، آيهء 43 .
( 2 ) - سورهء انعام ، آيهء 74 .