و اجابت نكردن پسر ، عبرت خوبى است براى هر پدر مؤمنى كه براى اصلاح فرزندش بكوشد ، ولى اگر ديد كه او بر انحراف خود اصرار مىورزد ، به سرنوشتش واگذارد و جان خود را ، به همراهى او ، به مشقّت و هلاكت نيندازد .
امروز كه ملّتهاى ما ، در معرض تهاجمات پى درپى ايدئولوژيهاى ويرانگر و فرهنگهاى كفر و شرك قرار گرفتهاند ، بر ماست كه در برابر اين تهاجم به جهاد برخيزيم و از غرق شدن فرزندان خود دراين موجها و جريانها جلوگيرى نماييم .
ج - جهاد با برادران
انسان در خانوادهاى تربيت مىشود كه حلقاتى از پدران ، فرزندان و برادران آن را احاطه كرده است و بسيارى اوقات از سوى برادران خود مخصوصاً برادر بزرگتر تحت فشار قرار مىگيرد ، زيرا آنان بر او نوعى ولايت اعمال مىكنند و مىخواهند استقلال فكرى او را سلب نمايند و گاهى هم ممكن است او را به انحراف و گمراهى بكشانند ، و لذا بر اوست كه براى پايدارى در دين خود با آنان مبارزه كند .
در داستان حضرت يوسف عليه السلام و برادرانش ، آياتى است براى كسى كه در مقام عبرت آموزى باشد . برادران يوسف به او حسادت ورزيدند و او را در چاه انداختند ، امّا خداوند او را يارى فرمود . همچنين حضرت موسى عليه السلام بر برادرش هارون خشمگين شد ، آنجا كه ديد قومش گمراه شده و او نتوانسته آنان را از انحراف جلوگيرى كند ، و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز آهن گداختهاى را به دست برادرش عقيل نزديك كرد ، زيرا او از على عليه السلام خواسته بود كه از بيتالمال ، بيشتر از آنچه حق