54 - يا همى حسد كنند مردمان را ] « 1 » بر آنچه بدادشان خداى از فضل او كه بداديم گروه ابرهيم را كتاب و حكمت و بداديمشان پادشاهى بزرگ *
55 - و از ايشان آنك بگرويد به دو و ازيشان آنك دور شد ازو و بسنده است بدوزخ آتش *
56 - كه آن كسها كه كافر شدند بآيتهاى ما ، زود باشد كه اندر آريمشان بآتشى چون نرم شود « 2 » پوستهاى ايشان بدل كرديمشان « 3 » پوستها جز آن تا بچشند عذاب كه خداى هست بىهمتا و با حكمت *
57 - و آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها اندر آريمشان اندر بهشت كه مىرود از زير آن جويها ، جاودانه باشند اندر آنجا هميشه ايشان [ راست ] اندر آنجا جفتانى پاكيزه و اندر آريمشان بسايهاى سايه كرده « 4 » *
58 - كه خداى مىفرمايد شما را كه بگزاريد امانتها سوى اهل آن ، چون حكم كنيد ميان مردمان حكم كنيد براستى « 5 » كه خداى نيك « 6 » پند دهد شما را بدان كه خداى هست شنوا و بينا *
59 - اى آن كسها كه بگرويديد فرمان بريد خداى را و فرمان بريد پيغامبر را و خداوندان فرمان از شما ، اگر پيكار كنيد « 7 » اندر چيزى باز
هامش
( 1 ) همى بدخواهى كنند مردمان را . ( صو ) - پندارند مردمان . ( خ ) - در نسخهء متن اين قسمت از آيه :نَقِيراً . أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَترجمه نشده و عبارت ميان دو قلاب از نسخهء « پا » نقل شده است .
( 2 ) بسوزد . ( پا ) - بريان شود . ( خ ) - پخته شود .
( صو ) ترجمهء : « نضجت »
( 3 ) بدل كنيم ايشان را . ( پا ) - ديگر كنم ايشان را . ( خ )
( 4 ) بسايهء پايدار . ( صو ) - بسايه كرده دائم . ( پا )
( 5 ) چون داورى كنيد ميان مردم داورى كنيد بداد . ( پا . خ )
( 6 ) چون نيك . ( پا )
( 7 ) بمنازعت افتيد . ( پا )