تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ : رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً ، فَتَقَبَّلْ مِنِّي ، إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
« 1 » . و چون مادر مريم بار بنهاد و دختر آمد ، گفت :
رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى ، وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ ، وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى ، وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
« 2 » . پس خداى عزّ و جلّ مريم را بجاى پسر بپذيرفت . و مر زكريّا را آگاه كرد كه من او را بپذيرفتم . چنان كه گفت :
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً
« 3 » . پس آن عبّادان و زهّادان هر كسى گفتند كه : ما مريم را بدرآوريم « 4 » و ميان ايشان مناظره رفت . پس گفتند : قرعه زنيم ، هر كه قرعه بنام او برآيد مريم را به دو دهيم . پس آن قلمها كه بدان تورية نوشتندى بياوردند ، و هر كسى نام خويش بر يكى نوشت ، و آن را بدستارى اندر پيچيدند ، و گفتند كه : از ميان اين همه يكى بدر آوريم و نام هر كس كه برآيد ، مريم را او بردارد . و چون يكى از آن بيرون آوردند نام زكريّا بر آن بود . پس زكريّا مريم را برداشت و گفت كه : اين حق منست كه قرعه بنام من برآمد ، و نيز خواهر مادر اين ، زن منست . و اين آنست كه گفت عزّ و جلّ :
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ ، وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
. « 5 » پس او را بزكريّا سپردند ، و زكريّا او را همى داشت تا پنج ساله گشت ، و پس حجره‌اى از بهر مريم بپرداخت ، و مريم را برداشت و بدان حجره برد ، و او را تورية بياموخت . و مريم بدان حجره اندر همى بود ، و عبادت
هامش
( 1 ) آل عمران ، 35 ( 2 ) آل عمران ، 36 ( 3 ) آل عمران ، 37 ( 4 ) برداريم و بداريم . ( ن . خ ) ( 5 ) آل عمران ، 44