تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و از آن وقت باز كه ذو القرنين اين سدّ كردست ، اين ياجوج و ماجوج بدان كار اندرند كه آن سدّ را سولاخ كنند و بدر آيند ، و نمىتوانند . و هر بامداد بيايند و در كار ايستند تا نماز شام و مىكنند . و چون شب درآيد اندكى مانده باشد ، و گويند فردا بيائيم و تمام سولاخ كنيم « 1 » ، و بيرون رويم و نگويند كه ان شاء اللَّه ، از بهر آن كه ايشان همه كافراند و نام خداى عزّ و جلّ نبرند . و چون خداى تعالى خواهد كه ايشان بيرون آيند يكى از فرزندان ايشان مسلمان شود ، و ببلاغت رسد . و چون ايشان بيايند و سدّ را سولاخ خواهند كرد ، و چون شب درآيد و اندكى مانده باشد ، و گويند فردا بيائيم و تمام كنيم ، و آن يكى كه مسلمان شده باشد گويد : ان شاء اللَّه ، و همه گويند : ان شاء اللَّه . ديگر روز بيايند و آن سدّ گشاده شود ، و ايشان جمله بيرون آيند ، و همه جهان بگيرند ، و جهانيان را ازيشان رنج رسد « 2 » . آن گه مهدى بيرون آيد و ايشان را سوى دريا آورند و در دريا ريزانند ، و جمله دريا غرقه شوند و هلاك گردند .

حديث مالوق و ماسوخ « 3 »

و اين مالوق و ماسوخ « « 4 » » مردم دشتى باشند و صورت ايشان چون صورت آدمى باشد ، و لكن بر تن ايشان موى باشد ، و خورش ايشان از گياه زمين باشد . و ايشان بمشرق اندر باشند و مردمان ايشان را صيد
هامش
( 1 ) و هر روزى بامداد بدان سدّ آيند و آن را همى كنند و همى شورند و همى ليسند چون شبانگاه باشد آن را تنگ كرده باشند ، گويند ما فردا بازآئيم و اين را سولاخ كنيم . ( پا ) ( 2 ) و همه آب كاريزها و برگ و ميوهء درختان بخورند . ( پا ) ( 3 ، 4 ) در نسخهء « پا - خ - ن » كلمهء « ماسوخ » درين بحث نيست ، و ظاهرا نبايد هم باشد ، چون اين قسمت خاص « مالوق » است ، و قسمت بعدى خاص « ماسوخ » .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 196 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى