كنند و بخورند .
حديث ماسوخ
و امّا ماسوخ دوال پاى باشند . خلقى باشند بر مثال ديوان ، و بمردم درآويزند و مردم را بكشند و بخورند . و آدمى نيستند كه مسخ گشتهاند ، و خداى عزّ و جلّ ايشان را مسخ گردانيده است ، از بهر آن ماسوخ خوانند ايشان را .
و اين مردمان كه اجناس ايشان پيدا كرده آمد هيچ آدمى نيستند مگر ياجوج و ماجوج ، و همه اهل دوزخاند مگر جابلقا و جابرسا كه ايشان از اهل بهشتاند ، كه جمله مسلمان شده بودند و دين اسلام پذيرفته .
و از پيغامبر عليه السّلم پرسيدند از ياجوج و ماجوج و فتنهء ايشان .
گفت : ايشان به آخر زمان بيرون آيند . و ميان ياجوج و ماجوج و بيرون آمدن مهدى و فرو آمدن عيسى عليه السّلم از آسمان ، ميان اين چهار ، بس چيزى نباشد . و ايشان همه بيك سال اندر بيرون آيند ، و همه بيك سال نيز هلاك گردند .
و محمّد بن جرير الطّبرى چنين گويد كه : من بكتاب « فتن » اندر ، چنين ديدم كه اين چهار علامت كه ياد كرديم در آخر زمان پيدا آيد ، اين همه چون سال از چهار صد اندر گذرد از هجرت ، و ايشان از هر جاى پيدا آيند « 1 » . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ
« 2 » .
پس آن گاه از پس ايشان مهدى بيرون آيد . و مهدى خليفت عيسى باشد . و عيسى از آسمان به زمين آيد ، و همه زمين پر فتنه بيند از دجّال و
هامش
( 1 ) . . . گذرد . نخست دجال بيرون آيد پس آن گه ياجوج و ماجوج از هر جاى بيرون آيند . ( پا )
( 2 ) الانبياء ، 96 .