و شما مىدانيد *
189 - مىپرسند ترا از ماههاى نو . بگو : آنست وقتهاى مردمان و حج « 1 » ؛ و نيست نيكى كه بياييد بخانهها از پشتهاى آن ، و لكن نيكى آنست كه بپرهيزيد . و بياييد بخانهها از درهاى آن ، و بپرهيزيد از خداى تا مگر شما برهيد *
حديث روزهء ماه رمضان « 2 »
بدان كه اندر اوّل اسلام روزه هنوز فريضه نكرده بود ، و لكن نماز كردن و زكات از مال به دادن فريضه بود ، و روزهء ماه رمضان هنوز فريضه نگشته بود . و سبب آن چنان بود كه چون پيغامبر ما را صلّى اللَّه عليه و سلّم وحى آمد ، و خداى عزّ و جلّ او را فرمود كه خلقان را ندا كن و بخداى خوان ، چنان كه پيغامبر عليه السّلم گفت :
امرت ان اقاتل النّاس حتّى يقولوا لا إله الّا اللَّه فاذا قالوها عصموا « 3 » منّى دماءهم و اموالهم الّا بحقّها . و حسابهم على اللَّه .
گفت : فرمودند مرا كه كارزار كن با كافران تا آن گه كه بگويند كه خداى عزّ و جلّ يكى است و بجز از وى خداى نيست . چون بگويند تيغ از گردن ايشان بيوفتاد و بعد از آن ايشان را مكش ، و خواستهاى ايشان مستان مگر بحقّ « 4 » . و شمار ايشان بر خداى است .
پس اين كه گفت يگانگى خداى عزّ و جلّ به نماز كردن و زكات دادن نزديك است بيكديگر ، از بهر آن كه اوّل وحى كه آمد اين فرمود كه : بگوى خلق را تا اقرار دهند كه خداى عزّ و جلّ يكى است ، و
هامش
( 1 ) وقتهاست مردمان را و حج را . ( پا )
( 2 ) متن : قصهء حديث ؛ و ظاهرا يكى ازين دو كلمه زايدست .
( 3 ) عصم . ( پا )
( 4 ) اين بسته كند خونهاء ايشان و خواستهاى ايشان مگر به حق . ( صو )