76 - چون ديدند آن كسها كه بگرويدند ، گفتند : بگرويديم .
چون پنهان كردند برخى ازيشان سوى برخى ، گفتند : مى حديث كنيد ايشان را بدانچه گشاد خداى بر شما تا حجّت آرند شما را [ بدان ] « 1 » نزديك خداوند شما را ؟ نمىاندر يابيد ؟ *
77 - يا ندانند كه خداى داند آنچه پنهان كنند و آنچه آشكارا كنند ؟ *
78 - و زيشانند اميّانند كه نه دانند كتاب مگر كامها « 2 » كه ايشان مگر مىگمان كنند *
79 - واى « 3 » آن كسها را كه نبيسند كتاب را بدستهاى ايشان ، باز گويند : اينست از نزديك خداى ، تا بخرند از ان ببهاى اندك . واى « « 4 » » ايشان را [ از ] آنچه نبشت دستهاى ايشان ، واى ايشان را بدانچه كسب كنند *
80 - و گفتند : نرسد « 5 » ما را آتش مگر روزگارى شمرده . بگوى :
بگرفتيد نزديك خداى پيمانى نه خلاف كند خداى پيمان خويش ؟ يا گوئيد بر خداى آنچه نهدانيد ؟ *
81 - بلى . آنكه ساخت بدى و گرد اندر گرفت به دو گناه او ، ايشانند خداوندان « 6 » آتش ، ايشانند اندر آن جا جاودانه *
82 - و آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها ، ايشانند خداوندان بهشت ، ايشان اندر آنجا جاودانه باشند *
83 - كه گرفتيم پيمان فرزندان يعقوب كه : مه پرستيد مگر
هامش
( 1 ) ( پا )
( 2 ) از ايشان نانبيسندگانند ، ندانند كتاب مگر سوگندها و باطلها .
( پا ) ترجمهء : و منهم اميون لا يعلم الكتاب الا امانىّ . . .
( 3 ، 4 ) واى بادا . ( پا )
( 5 ) نه بساود . ( صو )
( 6 ) باشندگان . ( صو ) ترجمهء : اصحاب