تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصلاة في الكتاب والسنة ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
طول مى داد ، كه مى گفتيم : خفته است . - جابر جعفى : أبو جعفر ( امام باقر ( عليه السلام ) ) روزى نماز مى خواند كه چيزى بر سر حضرت افتاد . آن را از سرش بر نداشت ، تا اينكه جعفر برخاست وآن را از سرش برداشت . واين به خاطر بزرگداشت خداوند وتوجه به نمازش بود كه همان گفته خداست : " وپاكدلانه روى به دين داشته باش " . - أبو أيوب : أبو جعفر ( امام باقر ( عليه السلام ) ) وأبو عبد الله ( امام صادق ( عليه السلام ) ) هنگامى كه به نماز مى ايستادند ، رنگشان سرخ وزرد مى شد ، گويا كسى را كه با أو مناجاة مى كنند ، مى بينند . - امام صادق ( عليه السلام ) : پدرم پس از نماز عشاء آخر ، دو ركعت نماز در حالت نشسته مى گزارد كه در آن صد آية مى خواند ومى گفت : هر كس اين دو ركعت را بگزارد وصد آية بخواند ، جزو غافلان نوشته نمى شود . 38 / نماز امام جعفر صادق ( عليه السلام ) - ابن طاووس : روايت شده مولايمان امام صادق ( عليه السلام ) در نماز ، قرآن مى خواند كه مدهوش شد . هنگامى كه به هوش آمد ، پرسيده شد ، چه چيز ، حال شما را بدين جا كشاند ؟ پس سخنانى به اين مضمون فرمود : پيوسته ، آية هاى قرآن را تكرار مى كردم ، تا حالم به گونه اى شد كه گويا آن را از دهان همان كس مىشنوم كه بي پرده وعيان فرو فرستاده است . پس توان بشرى در برابر پرده بر گرفتن از شكوه الهى ، تاب نياورد . - سفيان بن خالد - در توصيف نماز امام صادق ( عليه السلام ) - : ايشان روزى نماز مى خواند كه مردى از پيش روى حضرت گذشت وپسرش موسى ( عليه السلام ) هم نشسته بود . هنگامى كه نماز را به پايان برد ، پسرش ( موسى ) به ايشان گفت : اى پدر ، آيا نديدى كه آن مرد از پيش رويت گذشت ؟