نماز مى گزارد كه آخرين نمازش را مى خواند وچنين مى بيند كه پس از
آن ، هرگز نماز نمى خواند .
- علي بن الحسين ( عليهما السلام ) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد ( 1 ) .
- هنگامى كه به امام باقر ( عليه السلام ) گفته شد : چقدر فرزندان پدرت كم هستند ؟ -
فرمود : شگفت اين است كه من چگونه زاده شدم ! پدرم در هر شبانه
روز هزار ركعت نماز مى گزارد ، پس كي به دنيا بپردازد ( 2 ) .
- أبو حازم : هيچ يك از هاشميان را برتر از علي بن الحسين ( عليهما السلام ) نديدم . در
هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد ، تا اينكه پيشانى وجايهاى
سجده اش همچون سينه شتر ، بر آمده گشت .
- امام باقر ( عليه السلام ) : روزى در نماز ، بالا پوش علي بن الحسين ( عليهما السلام ) از يك دوشش
افتاد . آن را درست نكرد تا اينكه نمازش را به پايان برد . پس يكى از
يارانش ( سبب درست نكردن ) آن را از حضرت پرسيد . حضرت
فرمود : واي بر تو ، آيا مى دانى در پيشگاه چه كسى بودم ؟ همانا از نماز
بنده جز آنچه با دلش به خدا رو آورده باشد ، پذيرفته نيست .
- امام صادق ( عليه السلام ) : در پوشش وفقه شباهت هيچ يك از فرزندان وخانواده
أمير المؤمنين ( عليه السلام ) به ايشان ، بيشتر از علي بن الحسين ( عليهما السلام ) نبود .
أبو جعفر ( فرزند علي بن الحسين ( عليهما السلام ) ) بر أو وارد شد وبا ايشان
روبرو گشت كه به مرتبه اى از عبادت رسيده بود كه هيچ كس بدان
دست نيافته بود . أو را ديد كه رنگش از شب زنده دارى ، زرد گشته ،
چشمش از گريه ، آب مرواريد آورده ، پيشانى وبيني اش از سجده ، زخم
وشكاف برداشته وساقها وكف پاهايش از ايستادن در نماز ورم
كرده اند . پس أبو جعفر ( عليه السلام ) گفت : هنگامى كه أو را اين گونه ديدم ، نتوانستم
از گريه خوددارى كنم ودلم به رحم آمد وگريستم وأو نيز به فكر فرو
هامش
( 1 ) منابع ديگر جز سير أعلام النبلاء افزوده اند : " وباد أو را چون خوشه گندم خم مى كرد " .
( 2 ) آغاز حديث در فلاح السائل چنين است : " به علي بن حسين گفته شد : چقدر فرزندان پدرت كم اند " .