تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصلاة في الكتاب والسنة ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ذكر ودعا مى خواند ، تا خورشيد طلوع كند ، پس سجده مى كند وتا نيم روز در سجده است وكسى را گمارده تا زوال را انتظار كشد . من نمى دانم كي غلام مى گويد : خورشيد زوال پيدا كرد ، كه يكباره بر مى خيزد ونماز را آغاز مى كند بي آنكه ( وضويش ) را نو كند . پس مىفهمم كه در سجده اش نخوابيده وچرت نزده است وپيوسته ( اين گونه است ) تا نماز عصر را به پايان برد وپس از آن ، سجده مى كند وپيوسته در سجده است تا خورشيد ناپديد شود . در اين هنگام از سجده بر مى خيزد وبي آنكه ( وضويش ) را نو كند ، نماز مغرب را مى خواند . وپيوسته در نماز وذكر ودعاى پس از آن است تا نماز عشا را بخواند . پس از آن با گوشتى بريان كه برايش مى آورند افطار مى كند وسپس از نو وضو مى گيرد وسجده مى كند وسپس سر بر مى دارد وبه خوابى سبك مى رود . سپس بر مى خيزد واز نو وضو مى گيرد ودر دل شب به نماز مى ايستد ، تا سپيده بدمد . من نمى دانم كي غلام مى گويد : سپيده دميد كه يكباره براي نماز صبح بر مى خيزد . اين روش اوست از آن هنگام كه به من تحويل داده شده است . - محمد بن مسلم : أبو حنيفة بر امام صادق ( عليه السلام ) وارد شد وبه ايشان گفت : پسرت ( موسى ) را ديدم كه نماز مى خواند ومردم هم از پيش رويش مى گذشتند بي آنكه آنان را باز دارد ، با اينكه اشكال دارد . پس امام صادق ( عليه السلام ) گفت : موسى را نزد من خوانيد ووقتي آمد به أو گفت : اى پسركم ، أبو حنيفة مى گويد كه نماز مى خواندى ومردم هم از پيش رويت مى گذشتند بي آنكه آنان را باز دارى . گفت : بلى پدر ، آن كه برايش نماز مى خوانم ، از آنان به من نزديكتر است . خدا مى فرمايد : " وما از رگ گردن به أو نزديكتريم " . پس امام صادق ( عليه السلام ) أو را به خود چسباند وفرمود اى پسركم ، پدر ومادرم فدايت باد ، اى راز سپرده .