پس پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) گريست وهر دو را به أو بخشيد .
38 /
نماز فاطمه ( عليها السلام )
- ابن فهد : فاطمه ( عليها السلام ) در نماز از ترس خداوند متعال ، نفس نفس مى زد .
- پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) : اما دخترم ، فاطمه ، همانا سرور زنان جهان از آغاز تا پايان
است . أو پاره اى از تنم ، نور چشمم ، ميوه دلم ، روح وجانم وحوريه اى
به صورت انسان است . هرگاه در محرابش در پيشگاه پروردگار بزرگ
وشكوهمندش مى ايستد ، نورش براي فرشتگان آسمان جلوه مى نمايد ،
همانگونه كه نور ستارگان براي ساكنان زمين جلوه مى كند وخداوند عز وجل
به فرشتگانش مى گويد : " اى فرشتگان من ، به كنيز من فاطمه ، سرور
كنيزانم ، بنگريد كه در پيشگاه من ايستاده واز ترس من گوشت تنش
مىلرزد وبا دلش به عبادت من روى آورده است . شما را گواه مى گيرم
كه پيروانش را از آتش ، أيمن ساختم " .
38 /
نماز امام حسن بن علي ( عليهما السلام )
- امام سجاد ( عليه السلام ) : همانا حسن بن علي ( عليهما السلام ) هرگاه به نماز در پيشگاه
پروردگارش - عز وجل - مى ايستاد ، گوشت تنش مى لرزيد وهر گاه بهشت
وآتش را ياد مى كرد ، چون مار گزيده به خود مى پيچيد وبهشت را از خدا
مى طلبيد واز آتش به خداوند پناه مى برد .
- حسن بن علي بن أبي طالب ( عليهما السلام ) نماز مى خواند كه مردى از پيش روى
حضرت گذشت ويكى از همنشينانش ، أو را باز داشت . هنگامى كه
حضرت نمازش را به پايان برد فرمود : چرا آن مرد را بازداشتى ؟ گفت :
اى پسر پيامبر خدا ، ميان شما ومحراب جدايى انداخت . پس حضرت
الصلاة في الكتاب والسنة ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٥٦