ما به باشد تو بىنصيب نباشى از آن خير ، و اگر دين تو بهتر باشد ، ما بى نصيب نباشيم از آن خير .
رسول - عليه السلام - گفت : و نه يك ساعت . گفتند : اين بتان ما را يك بار سلام كن تا ما به تو ايمان [ 194 - ر ] آريم و دين تو گيريم و خداى تو را پرستيم . رسول - عليه السلام - گفت : من هيچ كار نكنم بىفرمان خداى . جبريل آمد و اين سورت آورد و رسول را خبر داد كه ايشان آنچه مىگويند دروغ مىگويند ، و غرض ايشان آن است تا تو را مدنّس كنند و معلوم ( 1 ) ايشان آن است كه هرگز اختيار ايمان نكنند و بر كفر ميرند . رسول - عليه السلام - اين سورت بر ايشان خواند و طمع ايشان از موافقت خود منقطع كرد . چون آيس شدند ، در آن گرفتند كه رسول - عليه السلام - ايذا مىكردند و مىرنجانيدند .
امّا وجه تكرار در اين سورت ، در او سه قول گفتند ( 2 ) : يكى آن كه تكرار براى تأكيد نوعى است از انواع و فنّى از فنون كلام عرب ، براى آن كه ايشان چنان كه حذف مىكنند و اختصار براى تخفيف ، نيز تكرار مىكنند براى تأكيد . و اشعارى كه در اين معنى آمده است و در اين كتاب برفت چند جاى ، من قولهم :
كم نعمة عندي لكم كم كم و كم
و قول الاخر :
هلَّا سألت جموع كندة
يوم ولَّوا أين أينا
و مانند اين بسيار است و در جاى خود رفته است در سورة الرحمن و دگر جاى ، جز آن است كه چون حمل توان كردن بر فايدهء مستقل ( 3 ) بر تأكيد حمل نبايد كردن ( 4 ) .
وجهى دگر آن است كه لفظ أفعل صالح باشد حال را و استقبال را ، [ گفت ] ( 5 ) : لا أعبد ما تعبدون فى الحال ، و لا أنتم كذلك تعبدون ما أعبد في الحال ،
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، گا از .
( 2 ) . آج : مىگفتند .
( 3 ) . كا : مستقبل .
( 4 ) . آج بر او .
( 5 ) . اساس : كلمه زير وصّالى رفته است ، با توجّه به كا ، آد ، افزوده شد .