و اين قول ضحّاك و كلبيى است . عطاء گفت : معنى آن است كه سر تمام از ركوع و سجود بردار تا نحرت پيدا شود . سليمان تيمى گفت : دست در دعا بردار تا به نحر . ذو النون گفت : هوا در دل بكش تا زنده مانى . و امّا آن قول كه گفتند : ضع يمينك على شمالك آن را وجهى نيست ، براى آن كه اشتقاقى نيست آن را و نه شاهدى از لغت .
* ( إِنَّ شانِئَكَ ) * ، كه دشمن ( 1 ) ابتر و بريده ( 2 ) بى عقب خواهد بودن . گفتند : عاص وائل است ، و گفتند : عقبة بن ابي معيط . عبد الله عبّاس گفت كه كعب اشرف به مكّه آمد و قريش او را گفتند : نحن أهل السّقاته و السّدانة و أنت سيد اهل المدينة ، ما اهل سقايت و سدانت كعبهايم و تو سيّد اهل مدينهاى ، بگو تا ما بهتريم يا اين صنبور أبتر از قوم خود ؟ گفت : بلى شما بهترى ( 3 ) از او ، در كعب [ 193 - ر ] اشرف اين آيت آمد : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ ( 4 ) - الاية . و در قريش اين سورت بيامد إلى قوله : * ( إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ ) * ، گفت : دشمن تو است كه ابتر و بى عقب خواهد بودن . و گفتند : منقطع از همه چيزها . و گفتند : منقطع آمد از آنچه در حقّ تو مىانديشد .
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها تو .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها و .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بهتريد .
( 4 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 51 .