في ذلك :
انّ ايات ربنا بيّنات
ما ( 1 ) يمارى بهنّ ( 2 ) الَّا الكفور
حبس الفيل بالمغمّس حتّى
ظلّ يحبو كأنّه معقور
حوله من رجال كندة فتيان
مصاليت فى الحروب صقور
غادروه ثمّ ابذعرّوا سرا
عا كلَّهم عظم ساقه مكسور
واقدي گفت : ابرهه ( 3 ) جدّ آن نجاشى بود كه در عهد رسول ما بود . اصحاب تواريخ در تاريخ عام الفيل خلاف كردند . مقاتل گفت : پيش از مولد رسول بود - عليه السّلام - به چهل سال . كلبيّ گفت و عبيد عمير : پيش از مولد رسول بود به شست و سه سال ( 4 ) ، و بعضى دگر گفتند : رسول - عليه السّلام - هم آن سال زاد .
ابو الحويرث گفت : عبد الملك مروان پرسيد قتّات بن اشتم الكنّانىّ اللَّيثيّ را - و او از معمّران بود - كه تو مهترى يا رسول - عليه السّلام ؟ گفت : رسول از من مهتر بود ، و لكن مولد من پيش از مولد رسول بود ، كه رسول - عليه السّلام - عام الفيل زاد و من بزرگ بودم ، پدرم مرا دست گرفته و آثار پاى پيل و روث او به من مىنمود .
عايشه گفت : من سايق و قايد پيل را ديدم به مكّه كور شده و مقعد گشته از مردم سؤال مىكردند ، قوله : * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ) * ، حق تعالى اين نعمت رسول را ياد كرد و اعلام كرد ، گفت : نديدى ، يعنى ندانستى كه خداى تو با اصحاب الفيل چه كرد ! لفظ پيل ، بر واحد گفت براى آن كه بر جنس حمل [ 185 - ر ] كرد . و گفتند : مراد آن كه يك پيل بود كه آن را « محمود » خواندند .
* ( أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ) * ، نه كيد ايشان در ضلال و خسار و هلاك
هامش
( 1 ) . اساس : ممّا ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . كذا : در اساس ، آج : بها ، كا ، آد ، گا : تبلك ، چاپ شعرانى ( 12 / 176 ) : فيهنّ .
( 3 ) . آج از .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : به سى سال .