الا حيّيت عنّا يا ردينا
نعمناكم من الاصباح ( 1 ) عينا
ردينة لو رأيت و لن تريه
لدى جبل المحصّب ما رأينا
اذن لعذرتني و حمدت امري
و لم تأسى على ما فات منّا ( 2 )
حمدت اللَّه اذا عاينت طيرا
و خفت حجارة تلقى علينا
و كلّ القوم يسأل عن نفيل
كأنّ له علىّ للحبشان ( 3 ) دينا
و نفيل در آن كوه كه بود در ايشان مىنگريد و ايشان هلاك مىشدند و در هم مىافتادند . و خداى تعالى بر ابرهه دردى مسلَّط بكرد كه جملهء انگشتان او بيفتاد و خون و ريم از او آمدن گرفت تا به صنعا بيامد بر اين حال ، آن جا بيمارى بر او سخت شد و شكمش بياماهيد و بطرقيد و اعضايش از هم بيفتاد ( 4 ) .
مقاتل سليمان گفت : سبب حديث اصحاب الفيل آن بود كه جماعتى از قريش با بازرگانى به زمين نجاشى رسيدند . چون به ساحل دريا رسيدند ، فرود آمدند . كليسيايى بود از آن ترسايان كه قريش آن را هيكل خواندند . و به زبان ترسايان آن را ماسرجان گفتند ( 5 ) . اين جماعت آتش بركردند و چيزى بپختند و آتش رها كردند و برفتند . بادى بر آمد و آتش در آن صومعه بزد و آتش در گرفت و آن صومعه بسوخت . فرياد بر آمد و صريخ و استغاثت به نجاشى رسيد . نجاشى خشم گرفت و ابرهه را نامزد كرد تا برود با لشكرى و كعبه ويران كند ( 6 ) .
و در اين وقت ابو مسعود الثقفي به مكّه بود و مكفوف شده بود . تابستان به طايف شدى و زمستان به مكّه . و مردى بود با قدر و خطر ، خداوند راى و بصيرت و حرمت و دوست عبد المطَّلب بود . عبد المطَّلب او را گفت : يا أبا مسعود ! چه
هامش
( 1 ) . ضبط كلمه در برخى روايات به صورت « مع الاصباح » آمده است .
( 2 ) . ضبط كلمه در سيرهء ابن هشام به صورت « بينا » .
( 3 ) . ضبط مصرع در سيرت رسول اللَّه ( 1 / 80 ) چنين است : كأن على للحبشان دينا .
( 4 ) . كا : در افتاد .
( 5 ) . چاپ شعرانى ( 12 / 174 ) : ماسرجسان .
( 6 ) . آد : بيران كند .