تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
عمدوا حماك بكيدهم جهلا و ما رقبوا حلالك
ان كنت تاركتهم و كعبتنا فامر ما بدا لك
آنگه بيرون آمد و به جانبى برفت و متوارى شد با قوم خود . و ابرهه لشكر برگرفت و روى به مكّه نهاد با پيلان . و گفتند : دوازده پيل داشت و در ميان [ 184 - پ ] ، [ ايشان فيلى بود عظيم ( 1 ) و هايل كه نجاشى فرستاده بود نام او محمود . و او پيشرو پيلان بود ، و آن جا كه رفتندى تا او نرفتى ( 2 ) نرفتندى ، و چون بايستادى بايستادندى . نفيل بيامد - كه سيّد خثعم بود - و در گوش آن پيل گفت كه : اى محمود ! دانى كه اين چه زمينى است ؟ اين حرم خداى است و خانهء خداست ، نگر تا گرد آن نگردى كه هلاك شوى . چون پيلان را بياراستند و آهنگ خانه خواستند كردن ، آن پيل مهتر فرو خفت و چندان كه او را زدند از آن جانب يك گام ننهاد ( 3 ) ، و اگر روى او به راهى ديگر مىكردند ، به شتاب مىرفت ، و چون روى او با كعبه مىنهادند فرو مىخفت . ايشان را از آن حال شگفت آمد . نفيل از آن جا بگريخت و در بعضى كوهها پنهان شد و خداى تعالى از جانب دريا مرغانى را بفرستاد بر شكل خطَّاف ( 4 ) ، هر يكى سه سنگ داشتند : يكى در منقار و دو در چنگال ، هر يكى بر مقدار نخودى . بر بالاى سر هر مردى يكى از ايشان بايستاد ، هر كس را كه سنگى از آن بر او آمد ( 5 ) ، بيفتاد و هلاك شد . و روى را به هزيمت نهادند و آن مرغان از پى ايشان مىشدند و سنگ بر ايشان مىزدند و مىكشتند ايشان را . نفيل بن حبيب چون چنان ديد ، گفت :
أين المفّر و الإله الطَّالب و الاشرم المغلوب غير غالب
و نيز گفت :
هامش
( 1 ) . كا : سخت عظيم . ( 2 ) . كا ايشان . ( 3 ) . كا : گام بر نگرفت . ( 4 ) . كا ، آد ، گا اعنى پرستك . ( 5 ) . كا : مىآمد .