افتد ، آنچه در ميان شعاع آفتاب ببينند از دنه ( 1 ) ، آن را ذرّه خوانند . و گفتند : ذرّه عبارت است از جزوى كه متجزّى نشود .
و در خبر است كه سعد بن وقّاص ( 2 ) دو خرما [ 166 - پ ] به سايلى داد . او رد كرد . سعد ( 3 ) گفت : ويحك ! خداى از ( 4 ) مثقال ذرّهاى قبول مىكند ، تو از من دو خرما قبول نمىكنى ، و آن را مثاقيل ذرّات در او باشد ! المطَّلب بن حنطب ( 5 ) روايت كرد كه : رسول - عليه السلام - اين آيت در مجلسى بخواند كه در آن جا اعرابيى بود . اعرابى گفت : يا رسول اللَّه : مثقال ذرّهاى ( 6 ) ؟
گفت : بلى ، برخاست و مىگفت : وا سوأتاه ، و اى رسواييا - و مىگريست ! رسول - عليه السلام - گفت : اعرابى را دلش از ايمان با خبر است .
حسن بصرى گفت : صعصعه - عمّ فرزدق - نزديك رسول - عليه السلام - رفت . رسول - عليه السلام - اين سورت بر خواند . چون به آخر رسيد ، صعصعه گفت : حسبي من القرآن ما سمعت لا ابالي بعد هذه الاية ان لا اسمع من القران شيئا ، گفت : مرا از قرآن اين آيت بس است اگر نيز نشنوم ( 7 ) روا باشد ( 8 ) . و شاعر گفت :
انّ من يعتدي و يكسب إثما
وزن مثقال ذرّة سيراه
و يجازى بفعله الشّرّ شرّا
و بفعل الجميل أيضا جزاه
هكذا قوله تبارك ربّي
في اذا زلزلت و جلّ ثناه ( 9 )
هامش
( 1 ) . آج : رنه ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : سعد ابو و قّاص .
( 3 ) . اساس : سعيد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها و قرينهء لفظى تصحيح شد .
( 4 ) . آج ما ، كا : خداى ما .
( 5 ) . آج : عبد المطَّلب بن حنطب ، كا : مطلَّب بن جندب .
( 6 ) . آج از ما بگيرند .
( 7 ) . اساس نشنوم ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 8 ) . كا ، آد ، گا : مرا كفايت باشد .
( 9 ) . كا ، آد ، گا و قال آخر في معناه : اذا قربت ساعة يا لها . . . ، با توجّه به نسخهء اساس ، اين مورد در پايان بحث آمده است .