* ( بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ) * ، آنگه ملامت كرد آنان را كه ايشان دنيا را بر آخرت ايثار و اختيار كنند ، گفت : شما اختيار اين زندگانى نزديكتر مىكنى ( 1 ) و از آن زندگانى باز پسين كه آخرت است بىخبرى ( 2 ) و نمىدانى ( 3 ) كه آخرت بهتر است و باقيتر ، چه اين را فنا به دنبال است و آن دائما لا يزول باشد . و ابو عمرو « يؤثرون » به « يا » خواند خبرا عن الغائبين ( 4 ) ، و باقى قرّاء به « تا » ى خطاب عرفجة الأشجعى گفت : روزى بنزديك عبد اللَّه مسعود بوديم ، اين آيت بخواند و آنگه گفت : دانى ( 5 ) تا ما چرا اختيار دنيا مىكنيم بر آخرت ؟ گفتند : بگو : گفت : براى آن كه منافع و شهوات دنيا از [ 106 - پ ] مطاعم و مشارب مناكح و مشتهيات او عاجل است ، و آخرت ما را وصف كردند ، اين را نقد مىشناسيم و آن را نسيه . و نمىدانيم كه آن نسيه بهتر از اين نقد است .
آنگه حق تعالى گفت : * ( إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الأُولى ) * ، اين حديث در كتب اوايل است . يكى را صحيفه گويند .
آنگه بيان اين صحفها كرد كه راست از اوايل ، گفت : * ( صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَمُوسى ) * ، صحف ابراهيم است و موسى - عليهما السلام . در خبر آمده است كه در صحف ابراهيم نوشته است :
ينبغي للعاقل ان يكون حافظا للسانه ، عارفا بزمانه ، مقبلا على شأنه
، گفت : عاقل بايد تا زبان نگاه دارد و روزگار بشناسد و روى به كار خود آرد .
أبو ذر غفارىّ گفت : پرسيدم از رسول - عليه السلام - گفتم : يا رسول اللَّه ! پيغامبران چند بودند ؟ گفت : صد و بيست و چهار هزار پيغامبر بودند . گفتم : يا رسول اللَّه ! مرسل چند بودند ؟ گفت : سيصد و شصت ، و باقى انبياء بودند ،
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىكنيد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بىخبريد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نمىدانيد .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : عن الكافرين .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : دانيد .