فربه نكند و بنگزيراند از گرسنگى .
رويها آن روز نازك ( 1 ) .
كردارش را خشنود .
در بهشتى بلند .
نشنوند در او سخن لغو .
در آن جا چشمهايى باشد روان .
در آن جا سريرها باشد فراشته ( 2 ) .
و كوزهها ( 3 ) نهاده .
و بالشها بازنهاده .
و بساطها ( 4 ) افگنده .
نمىنگرند در شتر كه او را چگونه آفريدهاند .
و به آسمان كه چگونه برداشتهاند ( 5 ) .
و به كوهها كه چگونه بداشتند ( 6 ) .
و به زمين كه چگونه بگستردند .
ياد ده تو ياد دهندهاى .
( 7 ) نيستى بر ايشان نگهبان .
الَّا آن كه پشت بر كند و كافر شود .
عذاب كند او را خداى عذاب مهتر .
هامش
( 1 ) . آج و نرم .
( 2 ) . آج : افراشته .
( 3 ) . اساس : كوزها / كوزهها .
( 4 ) . آج : و زيلوها .
( 5 ) . آج : افراشته شد .
( 6 ) . آج : برداشته شد .
( 7 ) . اساس : بمسيطر ، با توجّه به آج و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .