تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
رسى . و گفتند : معنى آن است كه ما وحى بر تو آسان كنيم تا ياد گيرى آنچه جبريل بر تو القاء كند . و گفتند : معنى آن است كه تو را توفيق دهيم براى شريعتى خوارتر ، و مثله قوله - عليه السلام : بعثت بالحنيفية السمحة . آنگه امر كرد و ( 1 ) رسول را به تذكير قوم ، گفت : * ( فَذَكِّرْ ) * ، ياد ده قوم را اگر هيچ سود خواهد داشت اينان را ، « تذكير » و « ذكرى » از بناهاى مصدر است بمعنى التفعيل . * ( سَيَذَّكَّرُ ) * ، أى سيتذكر ، « تا » را در « ذال » ادغام كردند لقرب المخرج . و بصريان گفتند : اوّل قلب كردند « تا » را با « ذال » آنگه ادغام كردند . و « تذكر » ( 2 ) ، با ياد آوردن باشد به انديشه . گفت : ياد دارد و انديشه كند آن كه او از خداى بترسد [ 105 - پ ] . و تذكر مطاوع تذكير باشد ، يقال : ذكرته فتذكر . يَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَى ، بپرخيزد ( 3 ) از تذكّر و ياد كردن آن كس كه در شقاوت بغايت بليغ باشد ، آن كه قول خداى و رسول ( 4 ) دروغ دارد و از آن اعراض كند و برگردد او ملازم باشد با آتش مهتر ، يعنى آتش دوزخ ، و آن را براى آن « كبرى » خواند به اضافت با آتش ما ( 5 ) . و فرّاء گفت : مراد به آتش بزرگتر ، طبقهء زيرين است كه از آن عظيمتر عذاب نباشد در دوزخ ، و آن جاى منافقان و مشركان است . * ( ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَلا يَحْيى ) * ، پس حال او چنان باشد در دوزخ كه بنميرد تا بياسايد از عذاب ، و زنده نشود زندگانى كه او را در آن راحتى باشد . ابن عطا گفت : بنميرد تا از رنج قطيعت برهد و زنده نباشد تا اميد وصلت دارد . * ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى ) * ، گفت : فلاح يا بد و ظفر و بقا آن كس كه او پاكيزه باشد از شرك و ايمان آرد به خداى تعالى . اين قول عطا و عكرمه است و روايت و البىّ و سعيد جبير از عبد اللَّه عبّاس . حسن بصرى گفت : تزكّى بالأعمال الصّالحة و الورع
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 2 ) . آج : تذكير . ( 3 ) . آج : و نيز خبر داد ، آد ، گا : و بپرهيزد . ( 4 ) . آد ، گا را . ( 5 ) . آد ، گا : آتش دنيا .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 237 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي