تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
الى الحول ثمّ اسم السلام عليكما و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر
فرّاء گفت : « با » مقدّر است ، و التقدير : سبح باسم ربّك ، تسبيح كن به نام خداى ، يعنى در تسبيح ذكر نام خداى بگو . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد به « تسبيح » نماز است و به « اسم » امر ، يعنى صلّ بأمر ربّك ، نماز كن به فرمان خداى . * ( الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ) * ، آن خداى كه خلقان را بيافريد و راست آفريد به حسب مصلحت چنان كه صلاح دانست . * ( وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدى ) * ، و آن خداى كه تقدير كرد و هدايت داد و راه نمود . كسائى « قدر » خواند به تخفيف « دال » ، و باقى قرّاء به تشديد . مجاهد گفت : مراد آن است كه خلق آدمى تقدير كرد و راه خير و شرّ بنمود او را . بعضى دگر گفتند : قدر المقادير ، تقديرها بكرد و هدايت داد و الهام چهار پاى را به مراتع خود [ 104 - پ ] . مقاتل گفت : مراد آن است كه هدايت داد هر نوع از حيوان را كه چه گونه خلوت كند با جفت خود تا از او فرزند آفريند . عطا گفت : هر جانورى را به مصالح خود ره نمود ، و گفتند : هدايت داد آدمى را در كسب و روزى . و گفتند : منافع در دريا ( 1 ) آفريد و آدمى را هدايت كرد و باز نمود كيفيّت استخراج آن ، و گفتند : هدايت در دين حقّ است ، يعنى الطاف و توفيق و اقدار و تمكين و ازاحت علَّت و نصب ادلَّت . سدّي گفت : تقدير كرد آدمى را و دگر حيوان را در رحم مادر نه ماه و كمتر و بيشتر ، آنگه هدايت داد او را و ره نمود بيرون آمدن . و گفتند : تقدير روزيها بكرد و هدايت هر كسى را به ره طلب او . * ( وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى ) * ، و او آن خداست كه گياه را ( 2 ) بيرون آورد براى چهار پايان تا ايشان را انتفاع عاجل باشد و تو را به نظر كردن در او و منافع آجل . * ( فَجَعَلَه غُثاءً أَحْوى ) * ، آنگه او را بخوشانيد و سياه كرد به اوّل سبز و سرخ و
هامش
( 1 ) . آج : در چيزها . ( 2 ) . آج : گياه زار .