گفت : جاى دل باشد ، و آنچه ظاهر است از كلام عرب آن است [ 102 - ر ] كه :
استخوان سينه باشد و يكى را تريبه گويند ، قال الشّاعر :
و بدت كأنّ على ترائب نحرها
جمر الغضا في ساعة يتوقد
و قال الاخر :
و الزعفران على ترائبها
شرقا به اللبّات و الصدر
و قال الثقّب العبديّ :
و من ذهب لبس على تريب
كلون العاج ليس بذي غصون
* ( إِنَّه عَلى رَجْعِه لَقادِرٌ ) * ، قتاده گفت معنى آن است كه : خداى تعالى قادر است بر اعادت آدمى پس از مرگ ( 1 ) . عكرمه گفت : يعنى قادر است بر آن كه آب با پشت مرد برد پس از آن كه از آدمى بيامده باشد . مجاهد گفت : قادر است كه با احليل برد . ضحّاك گفت : يعنى قادر است بر آن كه آدمى را آب گرداند ( 2 ) ، چنان كه بود بعد خلقه شخصا سويّا . مقاتل حيّان گفت : يعنى قادر است كه از پيرى با برنايى برد او را و از برنايى با كودكى و از كودكى با نطفه .
ابن زيد گفت : مراد رجع ( 3 ) ، حبس است ، يعنى قادر است كه آب باز دارد در پشت و رها نكند تا برون آيد . و قريبتر قولى قول قتاده است لدليل الظاهر عليه و لقوله : * ( يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ ) * ، و نصب او بر ظرف باشد من قوله : * ( عَلى رَجْعِه لَقادِرٌ ) * ، گفت : قادر است بر اعادت او آن روز كه سرّها آشكارا كنند . قتاده و مقاتل و سفيان گفتند : مراد به « سرائر » خفاياى اعمال است از نماز و روزه و غسل جنابت و وضوى نماز ( 4 ) ، چه اگر مرد گويد : روزه دارم ، يا نماز كردم و غسل و طهارت كردم - و نكرده باشد - كس نداند جز خداى . دليل اين تأويل حديث عبد اللَّه عمر است كه روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت : سه چيز آن است كه هر
6 p
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : پس از آن كه نيست شده باشد .
( 2 ) . آج : خاك گرداند .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : به رجع .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : وضو و نماز .