تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
خواند آن را كه جاى او بلند است ، من قول العرب : ثقب الطائر إذا ارتفع في جوّ السماء غاية الارتفاع . عبد اللَّه عبّاس گفت : اين نجم ستاره‌اى است در آسمان هفتم ، چون ستارگان جاى خود بگيرند ، از آسمان او ( 1 ) فرود آيد و با ايشان باشد ، و چون روز باشد ، با جاى خود شود ، پس او طارق باشد در آمدن و شدن ، و نام آن ستاره زحل است [ 101 - ر ] . * ( إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ) * ، ابو جعفر و ابن عامر و عاصم و حمزه و حسن بصرى « لمّا » خواندند به تشديد « ميم » و معنى آن باشد كه : ما كلّ نفس الَّا عليها حافظ ، هيچ نفس نيست و الَّا حافظى و نگاهبانى هست بر او . « إن » به معنى « ما » ى نفى باشد و « لمّا » به معنى الَّا فى لغة هذيل ، يقولون : نشدتك اللَّه لمّا فعلت كذا ، أى الَّا فعلت كذا . و دگر قرّاء به تخفيف « ميم » خواندند ، و بر اين قراءت « ما » صله باشد و « إن » مخفّفه باشد از ثقيله ، و اين « لام » در خبر او ملازم باشد ، و التّقدير : إن كلّ نفس لعليها حافظ . ابن عوف گفت : بر ابن سيرين خواندم « لمّا » به تشديد ، انكار كرد بر من و گفت : لمّا و اللَّه بزائد لعليها حافظ من ربّها يحفظ عملها و يحصي عليها ، گفت معني آن است كه : هر نفسى را از خداى بر او نگاهبانى هست كه عمل او نگاه مىدارد و بر او مىشمارد از خير و شر . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد به « حافظ » فريشتگانند كه اعمال بر او نگاه مىدارند . قتاده گفت : حفظه‌اند كه اعمال و آجال و ارزاق بندگان نگاه مىدارند . كلبيّ گفت : حافظ من اللَّه ، اين حافظ خدا است كه بنده را نگاه مىدارد تا از مقادير خداى در نگذرد . ابو امامه روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت : خداى را بر هر آدمى صد و شصت فريشته موكلّاند كه آفات از او صرف مىكنند ، از آن جمله هفت فريشته بر چشمهاى او
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد .