تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
آفريدند او را از آبى جهنده [ 100 - ر ] . كه بيرون آيد از ميان پشت و استخوانهاى سينه . كه او باز آوردنش ( 1 ) تواناست . آن روز كه آشكار كنند نهانها را . نباشد او را قوّتى و نه ياورى . و به حقّ آسمان خداوند باران كه وا در ايستد . و به حق زمين خداوند شكاف . كه او گفتارى گزارده است . و نيست او هزل ( 2 ) . ايشان كيد مىكنند كيدى . و كيد كنم من كيدى . مهلت ده كافران را ، مهلت ده ايشان را مهلت دادنى . قوله : * ( وَالسَّماءِ وَالطَّارِقِ ) * ، ابو عاصم روايت كرد از پدرش كه گفت : رسول را ديدم - عليه السلام - در مشرقهء ثقيف تكيه زده بر كمانى و اين سورت مىخواند . من ياد گرفتم . به جماعتى از ثقيف بگذشتم - و قومى از قريش در ميان ايشان بودند - مرا گفتند : چه شنيدى از محمّد ؟ من اين سورت بر ايشان خواندم . ثقيفيان گفتند : ما را چنين مىآيد كه اين حقّ است و رشاد ( 3 ) . [ قريشيان ( 4 ) ] گفتند : [ ما صاحب خود را بشناسيم ، اگر دانستمانى ( 5 ) كه حق است ، متابعت كردمانى ( 6 ) ] ( 7 ) . [ قوله ] ( 8 ) : * ( وَالسَّماءِ وَالطَّارِقِ ) * ، قسم است كه خداى تعالى كرد به آسمان و
هامش
( 1 ) . آج : بر بازگرداندان او . ( 2 ) . اساس : ندارند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 7 - 4 ) . آج : سخن نافرجام . ( 5 ) . آج : دانستيمى . ( 8 - 6 ) . آج : كرديمى .