آنگه بيان كرد كه : كيستند ايشان ؟ گفت : * ( فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ ) * ، فرعون ( 1 ) موسى است و ثمود كه قوم صالح بودند .
آنگه اضراب كرد از اين حديث و با حديث كافران عهد رسول شد ، گفت :
* ( بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ ) * ، بل آنان كه كافرانند در تكذيب و دروغ داشتناند تو را و كتاب تو را دروغ مىدارند .
* ( وَاللَّه مِنْ وَرائِهِمْ ) * ، و خدا از پس ايشان محيط است به ايشان . بيان كرديم كه : « وراء » هم خلف باشد و هم قدّام ، و نيز رفته است كه « محيط » به دو معنى باشد : به معنى عالم و به معنى مقتدر ، و اين جا به معنى اقتدار و قهر است ، يعنى از قبضهء قدرت او بيرون نهاند . و از او نتوانند گريختن و از ملك او بيرون نتوانند شدن .
آنگه گفت : * ( بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ) * ، اين كتاب قرآنى است شريف و بزرگوار و كريم .
* ( فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ) * ، در لوحى نوشته كه آن لوح فريشتگان نگاه مىدارند .
يحيى بن يعمر در شاذّ خواند : « في لوح » ، بضمّ اللام من لاح يلوح ، يعنى منوّر است . نافع خواند : « محفوظ » به رفع « ظا » على انّه صفة القران ، و باقى قرّاء مجرور خواندند على انّه صفة اللوح . ابن جريح روايت كرد از مجاهد از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : بر سر لوح نوشته است : لا إله إلَّا اللَّه وحده دينه الإسلام و محمّد عبده و رسوله فمن امن باللَّه - عز و جل - و صدّق صدّق بوعده و اتّبع رسله أدخله الجنّة ، خداى يكى است و دين او اسلام است و محمّد بنده و رسول اوست . هر كه به خداى ايمان آرد و وعدهء او راست دارد [ 99 - پ ] و متتابعت ( 2 ) پيغامبران او كند به بهشت برد .
آنگه گفت : لوح محفوظ لوحى است از درّى سپيد ، طولش چندان است
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها و .
( 2 ) . اساس : به صورت « متتابعت » هم خوانده مىشود .