تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
آنگه گفت : * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ، چون ذكر طرفى از عذاب كفّار بگفت ، ذكر مؤمنان و ثواب ايشان كرد ، گفت : آنان كه ايمان آرند و عمل نيكو كنند ، ايشان را بهشتهايى باشد كه در زير درختان از جويها مىرود . * ( ذلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ ) * ، آن ظفرى بزرگوار است . * ( إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ) * ، آنگه بر سبيل تهديد گفت : گرفتن خداى تو اى محمّد سخت باشد . و اين جواب قسم است ، چه از حقّ قسم آن است كه جواب چون موجب باشد ، به « لام » باشد يا به « إنّ » . بعضى دگر گفتند : جواب قسم * ( قُتِلَ أَصْحابُ الأُخْدُودِ ) * ، است به اضمار « لقد » ، و التّقدير : لقد قتل . و بعضى دگر گفتند كه : كلام مقدّم مؤخّر است ، و التّقدير : قتل أصحاب الاخدود . * ( وَالسَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ ) * . در اين دو وجه كه گفته شد ، « قتل » به معنى خبر باشد نه به معنى دعا عليهم ، و قول اوّل درستتر است . * ( إِنَّه هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ ) * ، او آن خداست كه ابتدا او كند و اعادت او كند . اوّل او آفريد و دگر باره هم او باز آفريند . * ( وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ) * ، و او ( 1 ) خداى است آمرزنده و دوستدار مطيعان و معنى دوستى خداى تعالى ارادت نفع و ثواب باشد به مستحقّش ، و گفتند : به معنى مودود است . * ( ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ ) * ، خداوند عرش و سرير بزرگوار است ، و گفتند : مجيد ، شريف باشد . حمزه و كسائى و خلف خواندند : المجيد ، مجرور على أنّه صفة للعرش ، و باقى قرّاء خواندند به رفع على انّه صفة للَّه تعالى . * ( فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ) * ، كننده است [ 99 - ر ] آنچه خواهد . * ( هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ ) * ، آنگه خطاب كرد با رسول گفت : آمد به تو حديث لشكرهاى امّت متقدّم ؟
هامش
( 1 ) . آج او .