تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مىدارد تا بنجنبد از جاى خود چنان كه مثقله بر كنارهء بساط نهند تا باد برندارد آن را ! من اين كوهها به ميخ زمين كردم تا زمين را دوخته مىدارد . * ( وَخَلَقْناكُمْ أَزْواجاً ) * ، و شما را بيافريديم جفت نر و ماده . و گفتند : « أزواجا » ، أى أصنافا ، بر اجناس و انواع مختلف . * ( وَجَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً ) * ، و نه ما خواب شما را سبب راحت كرديم و سبب آسايش ! و خواب بيمار را از اين جا « سبات » گويند كه سبب آسايش او باشد ، و منه سبت اليهود لاستراحتهم عن العمل ، و گفتند : * ( جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً ) * ، أى نعاسا ، و آن اوّل خواب باشد كه مردم به آن طلب آسايش كنند ، و معنى راجع است با قول اوّل . و گفتند : جعلنا نومكم طويلا ممتدّا ، خواب شما دراز كردم . و منه عاش فلانا سبتا و سبتة من الدهر ، أى زمانا طويلا . ابو عبيده گفت : * ( سُباتاً ) * ، أى ليس بموت ، من خواب شما را خواب كردم ، مرگ نكردم ، من قولهم : رجل مسبوت إذا كان فيه الروح ، و اين وجوه جمله جواب است از آن سؤال كه گفتند : « سبات » خواب باشد و « نوم » همچنين به منزلت آن است كه گفت : و جعلنا نومكم نوما . و سبت رأسه إذا حلقه . و السبت الجلد المدبوغ بالقرظ ، قال ( 1 ) :
يحذي نعال السبت ليس بتوأم
* ( وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً ) * ، ما شب را لباس كرديم ، يعنى به تاريكى همه چيز را بپوشد ( 2 ) به منزلت لباس باشد [ 49 - پ ] . و گفتند : مراد آن است كه شب را به وقت و آلت لباس كرديم كه مردم در او خويشتن را به جامه بپوشند چنان كه گفت : * ( وَجَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً ) * ، أى وقتا و محلا و آلة للمعاش و طلبه ، و روز به وقت و محلّ طلب معاش كرديم ، و هذا من باب قولهم : نهار صائم و ليل قائم ، و مثله قال الشاعر :
هامش
( 1 ) . كا الشاعر . ( 2 ) . آج : به تاريكى چيزها بپوشند ، كا : به تاريكى همه چيزها پوشيده شود ، آد ، گا : به تاريكى او همه چيزها پوشيده شود پس .