و أخو الهموم إذا الهموم تحضرت
جنح الظلام و ساده لا يرقد
أراد صاحب الوسادة ( 1 ) .
* ( وَبَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً ) * ، و بنا كرديم از بالاى شما هفت آسمان محكم ، يك از ( 2 ) بالاى ديگر .
* ( وَجَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً ) * ، و بر او چراغى كرديم درخشان ، يعنى آفتاب .
* ( وَأَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ) * ، و فرود آورديم از معصرات آبى ترنده ( 3 ) . مفسّران در او خلاف كردند . مجاهد و قتاده و مقاتل گفتند : يعنى بادها كه ابر را مىفشارد و باران از آن بيرون مىآرد ، و بر اين تأويل « من » به معنى « با » باشد ، التقدير :
« بالمعصرات » . كقوله : مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ( 4 ) سَلامٌ ( 5 ) ، أى بكلّ أمر . و قراءت عكرمه چنين است : « بالمعصرات » عبد اللَّه مسعود گفت : در اين آيت خداى تعالى باد را بفرستد تا ابر را جمع كند آنگه آب از او چنان فرود آرد كه شير از پستان شتر بيارند ( 6 ) . آب به دفع و شدّت مىآيد ، بادى ديگر بيايد و آن را پراگنده كند در هوا تا چون به زمين آيد مضرّت نكند .
مؤرّج گفت : معصرات ، ذوات الأعاصير ، أى سحاب معها رياح اعاصير . ابو العاليه و ربيع و ضحّاك گفتند : يعنى ابرهايى كه از او باران فرو مىآيد ، چنان كه شير از پستان فرود آيد . و منه المعصر للمرأة التى بلغت مبلغا ( 7 ) ظهر اللبن في ثديها [ 50 - ر ] و قيل : سمّى بذلك لدنوّ حيضها ، قال أبو النجم :
قد أعصرت أو قد دنت اعصارها
و اين روايت و البي است از عبد اللَّه عبّاس . مبرّد گفت : معصرات
هامش
( 1 ) . كا : و سادة .
( 2 ) . آج : يكى را از .
( 3 ) . آج : بريده ، كا ، آد ، گا : ريزنده .
( 4 ) . سورهء قدر ( 97 ) آيهء 4 .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . آج : فرود آرند .
( 7 ) . آج : مبلغها .