تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
قوله : * ( عَمَّ يَتَساءَلُونَ ) * ، بيان كرديم كه حرف جرّ چون ( 1 ) در ( 2 ) ى استفهام شود ، « الف » از او بيفگنند ، نحو : « لم » و « بم » و « فيم » و « عمّ » و « علام » و « الام » و « حتّام » ( 3 ) ، حق تعالى لفظ استفهام بر وجه استعظام گفت : * ( عَمَّ يَتَساءَلُونَ ) * ، از چه مىپرسند اين كافران ؟ ضمير ( 4 ) است قبل الذّكر براى ( 5 ) لبس زايل است و معنى پوشيده نيست . آنگه او جواب داد و گفت : * ( عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ) * ، از آن خبر بزرگ . مفسّران در اين « نباء عظيم » خلاف كردند . بعضى گفتند : قرآن است ، و اين قول مجاهد است ، گفت : دليلش قوله تعالى : قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ، أَنْتُمْ عَنْه مُعْرِضُونَ ( 6 ) ، قتاده گفت : بعث و نشور است . بعضى گفتند : محمّد است - صلَّى اللَّه عليه و على آله . در تفسير اهل البيت - عليهم السلام - آمد كه : امير المؤمنين على است . علقمه روايت كرد كه : روز صفّين مردى از لشكر شام بيرون آمد سلاح پوشيده و از بالاى سلاح [ 48 - ر ] مصحفى قرآن حمايل كرده و به جاى آن كه عرب را عادت باشد كه ( 7 ) رجز خوانند ، مىخواند : * ( عَمَّ يَتَساءَلُونَ ، عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ، الَّذِي هُمْ فِيه مُخْتَلِفُونَ ) * . من خواستم تا پيش او شوم . امير المؤمنين مرا گفت : مكانك ، بر جاى خود باش ، و او به نفس خود پيش او رفت و او را گفت : أ تعرف النباء الذي هم فيه مختلفون ؟ قال : لا ، گفت : شناسى آن خبر بزرگ را كه در او خلاف كردند ؟ گفت : نه ! گفت : و الله اني أنا النباء العظيم الذى فى اختلفتم و على ولايتي تنازعتم و عن ولايتي رجعتم بعد ما قبلتم و ببغيكم هلكتم بعد ما بسيفي عن الكفر
هامش
( 1 ) . آج داخل . ( 4 - 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها ما ، كه ظاهرا مرجح است . ( 3 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 11 / 369 ) : الى م و حتى م . ( 5 ) . كذا در اساس و آج ، كا و ديگر نسخه بدلها آن كه . ( 6 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 67 و 68 . ( 7 ) . كا ، آد ، گا شعر .