* ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا ) * ، آنگه گفت : ما فرستاديم اين قرآن را بر تو فرستادنى . و اين بر سبيل منّت و تذكير نعمت گفت : عبد اللَّه عبّاس گفت :
منّت نهاد به آن كه قرآن مقرون ( 1 ) فرستاد آيت از پس آيت و سورت از پس سورت ، و به يك بار نفرستاد تا دشخوار نبود فهم كردن و معنى او ياد گرفتن ، كقوله تعالى :
وَ قُرْآناً فَرَقْناه لِتَقْرَأَه عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَنَزَّلْناه تَنْزِيلًا ( 2 ) . آنگه رسول را عليه السلام - بر سبيل [ 39 - ر ] تعليم و توقيف و تأديب و تذكير گفت : * ( فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ ) * ، صبر كن بر حكم خداى تعالى . عام است در هر حكمى كه كرد و فرمود ، و تكليف به آن متعلَّق است . * ( وَلا تُطِعْ ) * ، و طاعت هيچ كس مدار از اين كافران و بزهكاران . و « أو » به معنى « واو » عطف است ، التّقدير : و كفورا ، كما يقال :
لا ترتكب معصية صغيرة أو كبيرة ، معنى آن كه هيچ دو مكن ، نه صغيره و نه كبيره . فرّاء گفت : « أو » به معنى « لا » است ، يعنى و لا كفورا ، كقول الشّاعر :
لا وجد ثكلى كما وجدت و لا
وجد عجول اضلَّها ربع
أو وجد شيخ أضّل ناقته
يوم يوافى ( 3 ) الحجيج فاندفعوا
أراد : و لا وجد شيخ . قتاده گفت : مراد به « آثم كفور » ابو جهل است ، و آن آن بود كه چون فرض نماز فرو آمد ، أبو جهل رسول را نهى كرد از نماز كردن و بر آن تهديد كرد او را و گفت : لئن رأيت محمّدا يصلَّي لأطأن عنقه ، اگر ببينم كه محمّد دگر نماز كند ، پاى بر گردن او نهم . خداى تعالى اين آيت فرستاد .
مقاتل گفت : * ( وَلا تُطِعْ مِنْهُمْ ) * ، طاعت مدار از ايشان ، يعنى از مشركان عرب . * ( آثِماً ) * ، يعنى عتبة بن ربيعة ( 4 ) رسول را گفت كه : اگر تو اين براى آن مىكنى كه تو را زنى نكو مىبايد ، در همه عرب از دختران من نكوتر كس نيست ، يكى را آن كه تو خواهى ( 5 ) به تو دهم بىمهرى ، تو از اين كار باز آى ، خداى تعالى آيت
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مفرّق .
( 2 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 106 .
( 3 ) . آج : قوافى ، چاپ شعرانى ( 11 / 355 ) : ثوى ، تفسير قرطبى ( 19 / 149 ) : توافى .
( 4 ) . آج ، آد ، گا كه .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : يكى را كه تو اختيار كنى .