كرد كه ( 1 ) همه از اوست از خلق او و به امر او و اباحت او . قول دگر آن است كه :
مراد به « ربّ » سيّد است ، يعنى سقاهم سيّدهم علىّ بن أبي طالب - عليه السلام - ايشان را آب دهد سيّدشان علىّ بن أبي طالب . و دليل بر آن كه « ربّ » به معنى سيّد آمده است ، قوله تعالى في سورة يوسف : اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ ( 2 ) ، أى عند سيّدك ، و قوله : فَيَسْقِي رَبَّه خَمْراً ( 3 ) ، أى سيّده . بر اين قول او ساقى باشد ، و اخبار از جهت مؤالف و مخالف متظاهر است كه او ساقى كوثر خواهد بودن ، و در اين معنى شاعر گفت :
ربّ هب لي من المعيشة سؤلي
و اعف عنّي بحقّ ال الرسول ( 4 )
و اسقني شربة بكفّ عليّ
سيّد الأوصياء زوج بتول
و بر قول عامّهء مفسّران او آب داده باشد و حق تعالى آب دهندهء او [ 37 - پ ] .
و به سياقت آيت اين لا يقتر است و در منقبت بليغتر . * ( شَراباً طَهُوراً ) * ، شرابى پاكيزه ، يعنى آلوده نشود آبش به آنچه آلوده شود آبهاى دنيا از چيزها كه ( 5 ) آن را از حكم پاكى ( 6 ) ببرد . و گفتند : خمرش پاكيزه باشد از آنچه ( 7 ) مستى كند و خمار آرد و داعى بود با قبايح . و گفتند معنى آن است كه : پاك بود به وقت دوم ( 8 ) مستحيل نشود با بول ، بل از اندام ايشان جدا شود به مانند عرقى كه بوى مشك دارد .
أبو قلابه گفت : خداى تعالى هر مردى را از اهل بهشت چندانى شهوت و نهمت و قوّت دهد كه صد مرد را از اهل دنيا . چون طعامى كه خواهند بخورند ، ايشان را شرابى دهند كه شكم ايشان مطيّب كند و به وقت هضم طعام و شراب رشحى بود و از اندام ايشان بيايد به مانند مشك أذفر . باز دگر باره شكم ايشان تهى شود و شهوت طعام باز آيد . و گفتند : شرابى طهور ، يعنى ( مطهر ) ، پاك كننده ،
هامش
( 1 ) . آد : اضافه كرد با خود كه .
( 2 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 42 .
( 3 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 41 .
( 4 ) . آج : ال رسول .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : چيزهايى كه .
( 6 ) . كا ، آد : پاكيزگى .
( 7 ) . كا ، آد ، گا : آن كه .
( 8 ) . كا ، آد : پاك بود البتّه .