من كلّ مجتنب شديد أسره
سلس القياد تخاله مختالا
* ( وَإِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا ) * ، و اگر ما خواهيم اينان را ببريم و به بدل اينان گروهى دگر را بياريم .
* ( إِنَّ هذِه تَذْكِرَةٌ ) * ، يعنى اين سورت و اين عظمت [ 40 - ر ] يادگارى است .
* ( فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا ) * ، هر كه خواهد ، آن را راهى گيرد و سبيلى سازد از آن به خداى تعالى ، و مراد آن كه به رضاى خداى تعالى راهى سازد به فعل طاعات و اجتناب معاصى ، و اين دليل باشد بر آن كه مكلَّف مخيّر است و عنان اختيار به دست اوست ، مجبر نيست چنان كه مجبّران گفتند :
* ( وَما تَشاؤُنَ ) * ، ابو عمرو و ابن كثير به « يا » خواندند على الخبر عن الغائبين ، و نخواهند ايشان ، و باقى قراَّء به « تا » ى خطاب ، نخواهى ( 1 ) شما الَّا و خداى تعالى آن را مريد باشد . [ معنى آن است كه شما اتّخاذ سبيل به فعل طاعات و اجتناب معصيت نخواهيد الَّا و خداى آن را مريد باشد ] ( 2 ) مراد اين است ، نه آن كه هر چه بنده خواهد خداى خواهد آن را ، براى آن كه ما مريد مباحات و قبايح باشيم و خداى تعالى آن را مريد نباشد . براى آن كه ارادت مباح عبث باشد ، و ارادت قبيح قبيح ، و اين صفت نقص باشد و قديم تعالى به حكمت از آن منزّه است - تعالى علوّا كبيرا .
دگر آن كه مشيّت در آيت از ما و از قديم تعالى مبهم است ، معلَّق نيست به چيزى معيّن ، لابد آن را متعلَّقى بايد و تعليق آن كردن به آنچه در آيت است من قوله :
* ( فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا ) * ، اوليتر باشد از آنچه تعليق كنند به آنچه [ بر ] ( 3 ) او دليل نباشد . دگر آن كه خداى تعالى گفت : يُرِيدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ( 4 ) ، دگر آن كه گفت : ما يُرِيدُ اللَّه لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ ( 5 ) ،
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نخواهيد .
( 2 ) . اساس ، كا ، يك سطر افتادگى دارد ، با توجّه به آج و آد افزوده شد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 185 .
( 5 ) . سوره مائده ( 5 ) آيهء 6 .