را بيرون آرند از گورها . * ( سِراعاً ) * ، گفتند : الى اجابة دعائه ، ( 1 ) سريع و شتابزده باشند به اجابت دعا كه ايشان را خوانده باشند چنان كه در حديث نفخ صور رفته است من قول الملك : ايّتها الاجساد البالية - الخبر ( 2 ) : * ( كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ ) * ، قراءت عامّهء قرّاء « نصب » [ است ] ( 3 ) به فتح « نون » و سكون « صاد » ، يعنى الى شىء منصوب ، يقال : فلان بنصب عيني اذا كان ماثلا بين يديه كأنّه منصوب .
عبد اللَّه عبّاس گفت : إلى غاية ، و اين آنگه باشد كه آواز نفح صور شنوند سيوم بار . كلبيّ گفت : الى علم و راية ، پندارى به زير علمى و رايتى مىروند .
ابو العلاء گفت : از بعضى عرب شنيدم كه گفت « نصب » دام باشد كه به او صيد كنند ، از خداوندش ( 4 ) بجهد و بشتابد تا صيد [ از او ] ( 5 ) فوت نشود . ابن عامر و حفص عن عاصم خواندند : * ( إِلى نُصُبٍ ) * ، به ضمّ « نون » و « صاد » ، [ و ] ( 6 ) در شاذّ ابو رجاء و ابو العاليه و حسن بصرى و اشهب العقيلي و مسلم البطين همچنين خواندند :
* ( إِلى نُصُبٍ ) * ، به ضمّ « نون » و « صاد » . مقاتل گفت [ 78 - ر ] و كسائى : يعنى آن بتانى كه پرستيدندى بدون خداى - عزّ و جلّ . فرّاء و اخفش گفتند : النّصب جمع النّصب [ كرهن و رهن ، و الأنصاب جمع النّصب ] ( 7 ) فهى جمع الجمع . * ( يُوفِضُونَ ) * ، [ أي ] ( 8 ) يسرعون ، مىشتابند ، قال الشّاعر :
فوارس ذبيان تحت الحديد
كالجنّ يوفضن من عبقر
عبد اللَّه عبّاس و قتاده گفتند : سعى مىكنند . مجاهد گفت : بل يكديگر را سبق مىبرند . حسن گفت : مىشتابند . قرظىّ گفت : مىتازند ، و معانى [ همه ] ( 9 ) متقارب است . * ( خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ ) * ، چشمهاشان ذليل باشد در پيش فگنده ( 10 ) .
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اجابة الدّعاء .
( 2 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 9 - 8 - 7 - 6 - 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . اساس : خداوند ، با توجّه به آد ، گا تصحيح شد .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : افگنده .