آنگه بيان كرد كه : غرض من در اين افعال محكم متقن ( 1 ) آن است ( 2 ) تا شما بدانيد كه خداى تعالى بر همه چيز قادر است ( 3 ) ، و به همهء چيزهايى عالم ( 4 ) . [ و ] ( 5 ) « قادر » ذاتى باشد حاصل به صفتى كه از مكان آن صفت ، از ( 6 ) او صحيح باشد ايجاد مقدور خود كردن على بعض الوجوه . و « عالم » ذاتى باشد حاصل بر صفتى كه از مكان آن صفت از او صحيح باشد ايجاد مقدور خود كردن بر وجه احكام و اتّساق .
و در آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى نمىخواهد كه كافر ( 7 ) جاهل باشد ( 8 ) به او و به آيات او كه دليل است بر وجود قديم تعالى و ثبوت صفات او از آن جا كه گفت : من اين براى آن كردم تا بدانيد كه خداى بر همه چيز ( 9 ) قادر است و به همه چيز عالم ، و اين خلاف [ مذهب ] ( 10 ) مجبّره است كه ايشان گفتند كه :
خداى از كافر كفر مىخواهد و از جاهل جهل ، و قوله تعالى : * ( وَأَنَّ اللَّه قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ) * ، اين عبارت است از عالمى بر طريق مبالغه ، [ يعنى ] ( 11 ) هيچ معلوم نيست كه از عالمى او بيرون است و الَّا او عالم است بدان بر وجهى كه صحيح بود كه عالم باشد ، [ و ] ( 12 ) قوله : « علما » ، نصب او بر تميز ( 13 ) است ، أى احاط علمه به ، من باب طاب زيد نفسا ، و گفتند : مصدر است براى آن كه
هامش
( 1 ) . اساس : متين ، با توجّه به كا ، گا تصحيح شد ، اساس كردن ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها كه * ( لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( وَأَنَّ اللَّه قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ) * .
( 4 ) . آد ، گا : و به همه چيز عالم ، كا : و به همه قادر است و توانا و به همه چيز عالم .
( 10 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا ، گا افزوده شد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بر .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كافران .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باشند .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : چيزى .
( 12 - 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 13 ) . آد : تمييز .