به « واو » و نصب « نون » عطفا على قوله : * ( فَأَصَّدَّقَ ) * . ابو عمرو را گفتند : چرا « واو » در مصحفها نيست ؟ گفت : از كتابت بيوفتاد ( 1 ) چنان كه بيوفتاد ( 2 ) في قولهم :
« كلمن » و الأصل « كلمون » ( 3 ) ، و فرّاء گفت : در بعضى از مصاحف عبد اللَّه مسعود ديدم كه [ قوله تعالى ] ( 4 ) : فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً ( 5 ) نوشته بود : « فقلا » « واو » در كتابت نبود ( 6 ) در قراءت بود . و وجه قراءت عامّه قرّاء آن است كه : « و اكن » جزم است على محلّ « فاصّدّق » كه او را چون « فا » از او بيفگنند ( 7 ) مجزوم [ باشد ] ( 8 ) ، چنان كه هلَّا تأتينا فتحدّثنا ، و چون « فا » نباشد تحدّثنا آنچه بر او عطف بود هم مجزوم باشد نصب بر لفظ باشد و جزم بر محلّ ، و على هذا قول الشّاعر [ فى القديم ] ( 9 ) :
فأبلوني بليّتكم لعلَّي
اصالحكم و استدرج نويّا
* ( وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّه نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها ) * ، خداى تعالى جواب داد ايشان را [ و ] ( 10 ) گفت : خداى تأخير نكند [ 46 - ر ] هيچ كس را چون اجل ايشان و وقت مرگشان فراز آيد ( 11 ) . * ( وَاللَّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ) * ، و خداى تعالى عالم است با آنچه شما مىكنيد .
هامش
( 2 - 1 ) . آد ، كا : بيفتاد .
( 3 ) . اساس : يكلمون ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 - 9 - 8 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 44 .
( 6 ) . آد ، گا : فقلا نوشته بود بى واو ، در كتابت واو نبود و .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بيفگندند .
( 11 ) . آد ، كا : فرود آمد ، گا : فرود آمد .