پيغمبر او . * ( وَلَوْ كانُوا آباءَهُمْ ) * ، و اگر همه ( 1 ) پدران ايشان باشند يا پسران ايشان يا برادران ايشان يا خويشان ايشان . گفتند : آيت در شأن حاطب بن أبى بلتعه آمد چون او نامه نوشت به مكّه و قصّهء او در سورة الامتحان بيايد - إن شاء اللَّه .
سدّي گفت : آيت در شأن عبد اللَّه بن عبد اللَّه بن ابىّ آمد . يك روز بر ( 2 ) رسول حاضر آمد . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - آب باز خورد ، آن بقيّه كه ( 3 ) در كوزه بماند ، عبد اللَّه گفت : يا رسول اللَّه دستور باش ( 4 ) تا اين شربت ببرم تا پدرم باز خورد ؟ باشد كه به بركت اين شربت دلش از شكّ و شرك پاك شود . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : روا باشد . او برخاست و آن شربت آب برگرفت و پيش پدر برد . او گفت : اين چيست ؟ گفت : اين نيم خوردهء ( 5 ) رسول است . باز خورد تا باشد كه دلت از اين شكّ و نفاق پاك شود . عبد اللَّه ابيّ گفت :
چرا بول مادرت نياوردى . او بيامد ( 6 ) و رسول را گفت : يا رسول اللَّه ، دستور باش ( 7 ) تا گردنش ( 8 ) بزنم ؟ رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : برو و مدارا كن و بساز با او .
ابن جريج گفت كه ابو قحافه يك روز رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله - دشنام داد ابو بكر بگرفت ( 9 ) او را و بر ديوار زد و رسول را بگفت اين حال ( 10 ) .
رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ( 11 ) - گفت : چنين كردى ؟ گفت : آرى
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : خود .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : بنزديك .
( 3 ) . آد : آن آب كه ، كا : آن بقيّت آب كه .
( 4 ) . اساس : دستور باشد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آد : نيم خورد .
( 6 ) . آد ، كا : او رفت ، گا : او برفت .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : دستورى ده .
( 8 ) . كا را .
( 9 ) . آد ، كا ، گا : برگرفت .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : اين حال با رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - باز گفتند .
( 11 ) . كا ، گا او را .