در فاصله آن بار تا اين بار گربهها از ميان رفته بودند .
با خوراك نرخ همه چيز بالا رفت . يك رطل شيره به دو قيراط فروخته مىشد در صورتى كه پيش از قحط رطلى نيم قيراط قيمت داشت و پيشتر از آن هر شصت رطلش يك دينار بود .
از شگفتىها اين كه چغندر و هويج و شلغم هر پنج رطل به يك درهم و گل بنفشه هر شش رطل و گاهى هر هفت رطل به يك درهم فروخته مىشد و اين چيزى بود كه همانندش شنيده نشده بود .
در دنيا هميشه ، چه قديم چه جديد ، قيمتهائى كه بالا رفته بود پس از بارش باران پائين مىآمد جز در اين سال كه از آغاز زمستان تا پايان بهار پى در پى باران باريد و هر بار كه باران آمد نرخها بالا رفت ، اين هم چيزى بود كه همانندش شنيده نشده بود .
در اثر گرانى ، بهاى يك مكوك و يك سوم مكوك گندم ، كه درست چهل و پنج رطل بغدادى مىشود ، به يك دينار و يك قيراط رسيد .
نمك كه قبلا مكوكى يك درهم بود ، مكوكى ده درهم شد .
برنج كه مكوكى دوازده درهم بود به مكوكى پنجاه درهم رسيد .
خرما كه هر چهار رطل يا پنج رطلش يك قيراط بود ، هر دو رطلش يك قيراط شد .
از شگفتىهائى كه حكايت شده اين بود كه شكر زرد رطلى يك درهم و ربع درهم ، و شكر سفيد پاكيزهء مصرى رطلى دو درهم قيمت داشت . پس از بالا رفتن نرخها بهاى شكر زرد به رطلى سه درهم و نيم و شكر سفيد به رطلى سه درهم و ربع رسيد ، يعنى شكر زرد كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥