تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
نمايندگان آنان نيز به خدمت بدر الدين رسيدند كه او را سوگند دهند تا بدانچه وعده كرده وفا نمايد . در حينى كه بدر الدين مىخواست براى ايشان سوگند ياد كند و كسانى را هم فرا خوانده بود كه در مراسم سوگند گواه باشند ، كبوتر نامه‌برى از قلعهء عماديه رسيد . بر بال اين كبوتر نامه‌اى از امين الدين لؤلؤ بسته شده بود . او در اين نامه پدر خود را آگاه مىساخت كه قلعهء عماديه را با پافشارى و خشم و خشونت گشوده و فرزندان خواجه ابراهيم را هم كه بر آن دژ چيره شده بودند ، اسير كرده است . بدر الدين همين كه نامه را خواند از سوگند خوردن خوددارى كرد . اما سبب دست يافتن امين الدين بر آن قلعه اين بود كه پدرش بدر الدين ، هنگامى كه اهل قلعه ، پس از سركشى نخستين خود ، بار ديگر به فرمان وى در آمدند ، او را به حكومت قلعه گماشت . امين الدين مدتى در آن جا ماند و با مردم دژ نيكرفتارى كرد و گروهى از ايشان را به سوى خود كشاند و به دلجوئى آنان پرداخت تا به دستيارى ايشان با كسانى كه بار نخست سركشى كرده بودند بجنگد . اين خبر به گوش آن دسته رسيد و با او بناى بدرفتارى گذاشتند و از فرمان وى سرباز زدند تا جائى كه او ناچار شد كه قلعه را رها كند و به موصل بازگردد . ولى گروهى كه از امين الدين محبت ديده و هوادارش شده بودند هميشه به وى نامه مىنگاشتند و برايش پيام مىفرستادند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 20 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت