دستور داد كه آن را از محلهاى ديگر جبران كنند .
وقتى كه فقط در يك جا هفتاد هزار دينار را بخشيده باشد تصور كنيد كه در ساير شهرها چه كرده است .
از كارهاى نيك او اين بود كه دستور داد در همهء شهرها همان خراج نخستين را بگيرند . بسيارى از مردم عراق پيش او رفتند و گفتند املاكى كه خراج قديمى از آنها گرفته مىشد به ويرانى افتاده و بيشتر درختانش خشك شده و اگر آن خراج به چنين املاكى بسته شود ، درآمد باقى املاك تكافوى پرداخت خراج را نخواهد كرد .
خليفه دستور داد كه خراج گرفته نشود مگر از هر درختى كه سالم است و از درختى كه خشك شده و از ميان رفته خراج نگيرند .
اين دستور او به راستى بسيار مهم بود .
از كارهاى نيك ديگرش اين كه در خزانه ترازوى زرينى بود كه به اصطلاح پارسنگ برمىداشت و بر ترازوى شهر نيم قيراط فزونى داشت . سيم و زر را با اين ترازو مىگرفتند و با ترازوئى كه مردم در شهر معامله مىكردند پس مىدادند .
خليفه ، الظاهر بامر اللّه ، همين كه اين خبر را شنيد ، به وزير خويش نامهاى نوشت كه در آغازش اين آيه بود :
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ ، الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ، وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ، أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ، لِيَوْمٍ عَظِيمٍ
[ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - آيههاى اول تا پنجم سورهء مطففين كه معانى آنها چنين است :
واى به حال كمفروشان ، آنان كه چون چيزى به كيل از مردم بستانند .
بقيهء پاورقى در صفحه بعد