فلان ( 1 ) كردند ( 2 ) ، و به طمع صدقه آمده بودند [ مىگفتند ] ( 3 ) : اعطنا ما را عطا ده .
خداى تعالى اين آيت فرستاد در ايشان .
سدّي گفت : آيت در اعراب مزينه و جهينه و أسلم و اشجع و غفار آمد ( 4 ) اظهار ايمان كردند براى آن تا ايمن شوند . چون رسول - عليه السلام - ايشان را به حديبيّه خواند باز استادند ( 5 ) و نرفتند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : قالت الأعراب امنّا عرب گفتند : بگرويديم و ايمان آورديم ( 6 ) ، گفت : بگوى اى محمّد كه ايمان نياوردهاى ( 7 ) ، * ( وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا ) * و لكن گويى ( 8 ) اسلام آورديم ، يعنى به زبان استسلام كرديم خوف قتل را براى آن كه ايمان به دل باشد و اسلام به زبان و عمل و شرايع . و آيت دليل است بر آن كه ايمان ديگر است و اسلام ديگر ، هم در لغت و هم در شرع ، چه ايمان تصديق به دل باشد و اسلام اقرار ( 9 ) و استسلام باشد ، و خداى تعالى فرق كرد ميان هر دو به اثبات اسلام و نفى ايمان . و اگر هر دو يكى بودى كلام متناقض بودى . آنگه به اين رها نكرد تا گفت : * ( وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ) * ايمان در دلهاى [ 19 - پ ] شما نشد . امّا آن آيت كه به معارضهء اين آرند من قوله : فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 10 ) ، فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ( 11 ) معارضهء اين آيت را نشايد ، براى آن كه ما نگفتيم كه :
ايمان ضدّ اسلام است تا جمعشان به يك جاى درست نباشد ، انّما گفتيم كه :
ايمان جز اسلام است ، و معنى اين دگر است و معنى آن دگر ، و اين از فعل دل باشد و آن از عمل جوارح باشد . و در آيت گفت : ما مؤمنان را از آن جا برون
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بنو فلان .
( 2 ) . آد ، گا اينها بر سبيل سنت بر رسول مىگفتند .
( 3 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد ، گا افزوده شد .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها كه .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : باز ايستادند
( 6 ) . آد ، گا * ( قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا ) * .
( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نياوردهايد .
( 8 ) . آج : گوييد آد ، گا : بگوييد .
( 9 ) . آد ، گا به زبان .
( 10 ) . سورهء ذاريات ( 51 ) آيهء 35 .
( 11 ) . سورهء ذاريات ( 51 ) آيهء 36 .