بر تختهاى بافته ،
تكيه زده بر آن روى بهم آورده .
مىگردند بر ايشان غلامان هميشه .
به كوزههاى با گردن و بى گوشه و كأسى از خمر .
دردسر نباشد آن را از آن و نيست نشوند .
و ميوه از آنچه بگزينند .
و گوشت مرغ آنچه آرزو كنند .
و حور عين .
مانند مرواريد پوشيده .
پاداشت با آنچه ( 1 ) كرده باشند .
نشنوند در آن جا لغوى و نه بزه .
الا گفتارى ، سلام بر شما باد ( 2 ) .
و اصحاب دست راست ، چه اصحاب دست راست !
در سدر بريده ( 3 ) .
[ 125 - پ ]
و مورى ( 4 ) بر هم نهاده .
و سايهء گسترانيده .
آبى ريخته .
و ميوهء بسيار .
نه بريده و نه منع كرده .
هامش
( 1 ) . آج : پاداشت آنچه .
( 2 ) . آج سلام بر شما باد .
( 3 ) . آج : برنده .
( 4 ) . كذا در اساس و آج : مورى / موردى .